تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة مقدمه مصحح 74

مساهمون:

صمقدمه مصحح ٧٤
بدست داده كه نظير آن در ديگر تذكره‌هاى معاصر وى ديده نمىشود و بالاتر از آن اخلاص صادقانه و صميمانه كه فخر الدين على بمولانا جامى داشته و محبت و مهر پدرانه جامى به او ، نشانه‌هاى روشنى است كه فخر الدين على از اقرباى نزديك مولانا جامى است و مولانا او را چون فرزندى از همان اوان كودكى در دامان پرمحبت خويش پرورده است و اينكه برخى از محققان معاصر تصور كرده‌اند ، روابط صميمانه و دوستى صادقانه فى ما بين براى اين است كه فخر الدين على با مولانا جامى باجناق بوده ، يعنى هر دو داماد خواجه كلان بوده‌اند ، درست نيست زيرا چنان كه قبلا اشاره شد فخر الدين على در شعبان سال 904 با دختر خواجه كلان ازدواج كرده و باصطلاح وقتى با مولانا جامى باجناق شده است كه شش سال از مرگ مولانا جامى مىگذشته و اصولا جامى هم‌داماد بودن او را در حيات خويش درك نكرده است .

6 - سفرهاى مؤلف

: آنچه كه از تضاعيف كتاب رشحات و نيز از مقدمه لطائف الطوايف دانسته مىشود ، اين است كه مولانا فخر الدين على در طول زندگانى سه بار به خارج از شهر هرات سفر كرده كه آخرين‌بار آن در اواخر عمر تقريبا بطور اجبار بولايت غرجستان رفته است و علل و انگيزه اين سفرها را بطور اجمال بيان مىكنيم .

سفرهاى ماوراءالنّهر

: چنان كه قبلا اشاره شد فخر الدين على كه تا سن بيست و دو سالگى در شهر هرات به تحصيل دانش ، و فراگرفتن علوم مختلفه اشتغال داشت ، در تحت تأثير مستقيم تعليم و تربيت و عقايد عرفانى جامى و رضى الدين عبد الغفور لارى ، كه از پيروان و معتقدان طريقه نقشبنديه بودند ، متدرجا به مبادى عرفان و تصوف راغب و به آيين و اصول طريقه نقشبنديه علاقه‌مند مىشود و شوق لقاى پير و مرشد اين سلسله يعنى خواجه عبيد اللّه احرار او را برمىانگيزد كه