رابعها 1 ) . . .
[ چهارمين دليل صحيحى استناد به وجدان مىباشد ]
چهارمين دليل آنها براى اثبات اين مطلب كه الفاظ احكام شرعى در خصوص صحيح وضع شده عبارت از قضاء وجدان مىباشد « 1 » به اين صورت كه وقتى ما به نحوهى عمل كرد طراحان و سازندگان مصنوعات و همچنين واضعان الفاظ نگاه مىكنيم مىبينيم كه آنان آنچه را مىخواهند نامگذارى كنند ابتدائا مجموعهى كامل و صحيح و بدون نقص آن را در نظر مىگيرند و بعد از آن نامى براى آن مجموعه انتخاب مىكنند ، مثلا مجموعه كامل و بدون نقص يك دستگاه را در نظر گرفته و براى آن دستگاه اسمى برمىگزينند و هيچگاه برعكس عمل نمىكنند ، مثلا مجموعه ناقصى را در نظر نمىگيرند و نام آن دستگاه را براى آن مجموعه ناقص و معيوب انتخاب نمىكنند .
اساسا حكمت وضع چنين اقتضا مىكند كه نام آن مجموعه بر موردى انتخاب شود كه شامل تمام چيزهاى مؤثر در آن باشد ، زيرا هدف و غرض واضع اين است كه مراد و مفهوم خود را به ديگران تفهيم نمايد و مىدانيم كه مجموعه صحيح و كامل است كه محل و منشأ اغراض و اهداف قرار مىگيرد و هيچگاه عقلاء اغراض و اهداف خود را معطوف به امر ناقص نمىكنند ، حال شارع مقدس كه خود از عقلاء بوده بلكه رئيس آنها مىباشد از اين شيوه تعدى نكرده و الفاظ احكام شرعى را در خصوص مراتب صحيح وضع نموده چراكه در غير اين صورت با حكمت وضع كه فهماندن اغراض و اهداف است سازگار نمىباشد .
هامش
- الف ) از عبارتى مثل ( انّ عمود الدين الصلاة ) يا ( الصوم جنه من النار ) ، صحيح در مقام امتثال اراده شده نه صحيح در مقام تسميه ( دروس مرحوم تبريزى جلد 1 صفحه 130 )
( 1 ) - مطارح الانظار جلد 1 صفحه 73