و استعمال هذا التركيب 1 ) فى نفى الصفّة 2 ) . . . مما يعلم 3 )
قبيل ( لا صلاة الا بفاتحه الكتاب ) مىباشد و همانطور كه در روايات لا صلاة الا بفاتحة الكتاب گفتيم كلمه صحت يا كمال در تقدير نيست و حقيقتا از آن نفى صلاة مىكند در اين روايت ( لا صلاة لجار المسجد . . . ) هم مىگوئيم كلمه صحت يا كمال مقدر نمىباشد بلكه عين آنگونه روايات نفى حقيقت و ماهيت مىكند منتهى ادعا و تنزيلا ، نظير همان چيزى كه پيرامون مذهب سكاكى چندين بار متذكر شديم و الآن اشاره مىكنيم كه لا صلاة لجار المسجد الا فى المسجد حقيقتا از همسايه مسجد نماز خواندن در خانه را نفى مىكند ولى به صورت حقيقت ادعائى و تنزيلى و مبالغهاى ، و روايتى كه مىگويد ( لا صلاة الا بفاتحة الكتاب يا الا بطهور ) هم به صورت حقيقى و واقعى صلاة بدون طهارة و فاتحه الكتاب را نفى مىكند اما فرقش با مثال قبلى ( لا صلاة لجار المسجد . . . ) در اين است كه آن به صورت حقيقت ادعايى نفى صلاة مىكرد ولى اين به صورت واقعى نفى صلاة مىكند در نتيجه با اين توضيحات مجازى در كلمه به هيچ وجه صورت نمىگيرد . « 1 »
1 ) تركيباتى كه با نفى جنس شروع مىشود
2 ) يعنى در اين تركيبات ، اين چنين پنداشته مىشود كه صفتى در تقدير است و ما بوسيله همان توضيحاتى كه داديم مىتوانيم اين گونه روايات را جواب بدهيم
3 ) كه از خارج مىدانيم ، نماز همسايه مسجد در خانه ، باطل نيست و اين روايت نفى حقيقت نماز به صورت واقعى نمىكند بلكه نفى ادعائى در مورد نماز دارد در نتيجه نماز چنين شخصى كامل نيست .
هامش
( 1 ) - عناية الاصول جلد 1 صفحه 88 با كمى تصرف