تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
كما هو 1 ) قضية الحكمة 2 ) الداعية اليه 3 ) و الحاجة 4 ) و ان دعت . . . الى استعمالها 5 ) . . . الا انه 6 ) . . . عن هذه الطريقة 7 ) . و لا يخفى 8 ) . . . 1 ) وضع الفاظ 2 ) منظور از حكمت همان تفهيم است 3 ) وضع 4 ) بله بسيارى از مواقع ايجاب مىكند كه فرد واضع و ديگران اسم آن دستگاه يا هر وسيله ديگر را در مجموعه ناقص استعمال كنند و اين كاملا طبيعى است ولى بارها و بارها شنيده‌ايم كه مجرد استعمال يك لفظ در معنىاى ، دليل بر وضع نيست و استعمال اعم از حقيقت و مجاز مىباشد ، بلكه بايد بگوئيم در اين‌گونه موارد مجاز در كار است حال يا به صورت مجاز مصطلح كه فاقد را با رعايت قرينه به منزله واجد حساب مىكنيم ، يا به صورت حقيقت ادعائيه سكاكى كه قبلا چند بار توضيح داده‌ايم . 5 ) الفاظ 6 ) شأن 7 ) طريقه واضعين و مخترعين 8 ) مرحوم آقاى آخوند درباره اين دليل مىفرمايند هرچند چنين ادعائى بعيد نيست « 1 » اما از جهاتى قابل خدشه مىباشد :
هامش
( 1 ) - نه تنها بعيد نيست بلكه كاملا بعيد است زيرا چنين مطلبى متوقف بر امورى مىباشد كه ثابت نشده است : اول : اينكه وضع الفاظ عبادات مثل اسماء مركبات خارجيه باشد ، در حالى كه در تصوير قدر جامع فساد چنين امرى معلوم شد . دوم : اينكه حكمت وضع بخاطر اقتضىاى مقام منحصر در تفهيم موارد صحيح باشد ، و چنين چيزى صحيح نيست زيرا حكمت وضع منحصر در مقيس عليه نمىباشد و بر فرض اين مطلب را بپذيريم ، اما اينكه شارع -