تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و منها 1 ) . . .

[ مقدمات چهارم از مقدمات بحث صحيح و اعم ]

1 ) چهارمين مقدمه از مقدمات بحث صحيح و اعم : در مقدمه دوم پيرامون وضع و اقسام آن و همچنين وضع حروف صحبت كرديم ، حال در اين مقدمه بحث پيرامون وضع الفاظ عبادات مىباشد مرحوم آقاى آخوند همان‌طور كه وضع و موضوع له حروف را عام مىدانند در مورد عبادات هم قائلند كه وضع و موضوع له آنها عام است . اما اينكه وضع در الفاظ عبادات عام است نيازى به توضيح ندارد ، زيرا واضع هنگام وضع الفاظ عبادات ناگزير است معناى عام را لحاظ كند و در هر حالى چه موضوع له خاص باشد چه عام ، لحاظ كردن معناى عام مفروغ عنه مىباشد . اما به چه دليل موضوع له الفاظ عبادات عام است ؟ جواب : اگر موضوع له الفاظ عبادات خاص باشد يكى از دو محضور زير لازم مىآيد : الف - محضور اول : يا بايد بگوئيم تعابيرى همچون
( إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ
( عنكبوت - 45 ) و
( إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً
( نساء - 103 ) ) و ( الصلاة معراج المؤمن ) كه در قرآن و روايات آمده تماما مجازى است ، زيرا موضوع له اين تعابير ، طبيعت و ماهيت است كه مفهومى كلى مىباشد و اگر بپذيريم كه اين تعابير ، در مصاديق جزئى و فردى به كار رفته ، بايد متمسك به مجاز شويم ، بلكه بايد بگوئيم چنين استعمالى غلط مىباشد زيرا استعمال مجازى ، به كار بردن لفظ در غير ما وضع له با رعايت قرينه است در حالى كه در ما نحن فيه قرينه هم وجود ندارد .