منه 1 ) و من الزائد و الناقص ، او انه 2 ) و ان خص 3 ) به 4 ) اولا ، الا انه 5 ) بالاستعمال كثيرا فيهما 6 ) بعناية انهما 7 ) منه 8 ) . . . و فيه 9 ) . . .
دارد در اعم استعمال مىشود ، ولى در وجه پنجم از همان ابتدا لفظ ، براى تام الاجزا و الشرائط وضع نمىشود بلكه براى اعم از تام الاجزاء و غير آن وضع مىشود .
1 ) مقدار خاص
2 ) شأن
3 ) واضع « 1 »
4 ) مقدار خاص
5 ) شأن
6 ) در زائد و ناقص
7 ) زائد و ناقص
8 ) مقدار خاصى
9 ) جواب اين قدر جامع ، همان جوابى است كه در قدر جامع چهارم بيان شد ، حال در اين قدر جامع هم مىگوئيم از آنجا كه مقادير و موازين از همان ابتدا معلوم المقدار هستند و در آنها يك امر منضبطى وجود دارد ، در نتيجه واضع مىتواند موارد ديگرى از مقادير و موازين كه دقيقا با آن امر معلوم و منضبط برابر نيستند را با آن امر معلوم قياس كند و الفاظ را در همه آنها به صورت حقيقى استعمال نمايد ، اما در الفاظ
هامش
( 1 ) - در اين قدر جامع پنجم ، يا وضع از ناحيه واضع صورت گرفته يا بوسيله كثرت استعمال حاصل شده ، اگر گفتيم كه وضع بوسيله كثرت استعمال بوجود آمده ديگر حقيقت شرعيه حاصل نشده بلكه حقيقت متشرعه ثابت مىشود ، و بنابر نظر آقاى آخوند بحث از صحيح و اعم بىفايده مىشود و اگر هم وضع بدست و واضع صورت گرفته باشد ، ديگرى نيازى به كثرت استعمال نيست .