و عدم جواز الرجوع الى اطلاقه 1 ) . . . لاحتمال دخوله 2 ) . . . و جواز الرجوع 3 ) اليه 4 )
مىباشد ، مثلا نماز بدون سوره ، يا نماز بدون وضو ، از نظر اعمىها نماز هست و عنوان صلاة بر آن درست مىباشد ، در نتيجه حق تمسك به اطلاق خطابات را دارند . به عبارت ديگر از آنجا كه از ديدگاه صحيحىها عبادت بدون شطر يا شرط ، اصلا عبادت نيست و صدق اسم بر آن درست نمىباشد ، لذا شك در شرطيت يا جزئيت چيزى در مبادرت ، به شك در محصل عنوان برمىگردد ، زيرا احتمال دارد كه آن مورد مشكوك داخل در ماهيت عبادت باشد ، بنابراين نمىتوان از اطلاق كمك گرفت و بايد به اصول عمليه رجوع كرد .
اما از منظر اعمىها چون عبادت بدون شطر يا شرط ، باز هم عبادت هست ، شرك در شرطيت يا جزئيت چيزى در عبادات ، به شك در محصل عنوان برنمىگردد ، چون بر فرض كه آن مورد مشكوك داخل در ماهيت عبادت هم باشد ، باز از ديدگاه اعمىها صدق الاسم محرز است ، لذا اين شك خارج از ماهيت و عنوان اسم مىباشد ، در نتيجه اعمىها مىتوانند از اطلاق استفاده نمايند ، بله اگر از ديدگاه آنان هم صدق الاسم محرز نباشد حق تمسك به اطلاق وجود ندارد مثل جاى كه شك در جزئيت چيزى به اركان يا معظم لاجزاء برگردد .
1 ) خطاب
2 ) چيز مشكوك
3 ) جواز رجوع اعمىها
4 ) اطلاق
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٠٧