تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
من باب استعمال اللفظ الموضوع 1 ) . . . كما هو واضح 2 ) و لا يلتزم به 3 ) . . . فافهم 4 ) . 1 ) علاقه مجاز را بيان مىكند 2 ) چون كلى با فرد اتحاد دارد در حالى كه در ما نحن فيه آن نماز تام الاجزاء و الشرائط ، با قدر جامع ( اركان ) نه تنها اتحادى ندارد بلكه تباين دارد . 3 ) اعمى به چنين چيزى ( استعمال مجازى ) ملتزم نيست 4 ) وجوه مختلفى براى اين فافهم بيان شده است . الف ) شايد اشاره به اين مطلب باشد كه در ما نحن فيه جاى علاقه جزء و كل نيست چون علاقه جزء و كل ، دو شرط دارد 1 - جزء ، از اجزاء رئيسه باشد 2 - مركب ، مركب حقيقى باشد كه در اينجا شرط دوم را ندارد ب ) شايد اشاره به اين باشد كه اعمى مجاز را مىپذيرد و قائل به آن مىشود « 1 » ج ) شايد هم اشاره به نقض بر صحيحى باشد در آنجا كه نماز ، شامل تمام مستحبات باشد ، با اينكه آن مستحبات خارج از ماهيت صلاة هستند ، پس در اينجا هم بايد اطلاق صلاة بر اين نماز مجاز باشد چون موضوع له با مستعمل فيه هماهنگ نيست ، كه بحث مفصل آن در آخر صحيح و اعم خواهد آمد و صحيحى ( در مثل چنين موردى قائل به تجوز نمىشود ، زيرا بنابر ادعى صحيحىها لفظ وضع شده براى معناى خاص بنحو لا به شرط عن الاجتماع ، با اينكه اجزاء ( مثلا مستحبات ) خارج از ماهيت
هامش
- و بخاطر محال بودن تركب حقيقى بين دو امر از امور متحصله بالفعل و وحدتى كه بر آن عارض مىشود اعتبارى است . فلا يتم فيها ما افاده قدس سره و مانعى ندارد كه در ما نحن فيه شئى واحد داخل در عنوان باشد هنگام وجوداش و خارج باشد هنگام عدم‌اش ( محاضرات آقاى خوئى جلد 1 صفحه 163 و 160 و 159 ) ( 1 ) عناية الاصول جلد 1 صفحه 71