مع 1 ) انه 2 ) يلزم ان يكون . . . مجازا عنده 3 ) و كان 4 )
1 ) اشاره به اشكال دوم دارد
2 ) شأن
3 ) اعمى
4 ) گفتيم لازمه پذيرش اين قدر جامع اين است كه اطلاق لفظ صلاة بر نماز تمام الاجزاء و الشرائط مجاز باشد و مىدانيم كه مجاز علاقه مىخواهد ، حال بحث ما در اين قسمت پيرامون علاقه اين مجاز مىباشد ، علاقه مجاز در ما نحن فيه علاقه كل و جزء است به اين صورت كه لفظى كه براى جزء وضع شده ( قدر جامع ) در كل استعمال شود ، و از باب كلى طبيعى بر افراد و مصاديقاش نمىباشد زيرا پر واضح است كه در ما نحن فيه آن كل ( - نمازى كه تمام اجزاء و شرائط را دارد ) با آن قدر جامع ( اركان ) متحد نيست بلكه با آن متباين است در حالى كه كلى و فرد باهم اتحاد دارند . « 1 »
هامش
( 1 ) - مرحوم آقاى خوئى قدر جامع جناب ميرزاى قمى را پسنديده و اشكالات وارده را جواب مىدهند :
اما جواب اشكال آقاى آخوند :
از آنجا كه نماز امر اعتبارى است ، پس صحت و عدم صحت اطلاق لفظ آن هم بدست شارع مىباشد ، در نتيجه اطلاق لفظ صلاة بر فاقد بعضى از اركان ، در صورتى كه واجد سائر اجزاء و شرائط باشد صادق مىباشد و علتاش هم اين است كه روايات كثيره دلالت مىكنند بر اينكه حقيقت صلاة متقوم به تكبير و ركوع و سجود و طهارة مىباشد و طهارة هم اعم از طهارة ماثيه و ترابيه است ، كما اينكه مراد از ركوع و سجود هم اعم از وظيفه مختار و عاجز مىباشد .
اما جواب اشكال مرحوم ميرزاى نائينى :
اشكال ايشان بخاطر خلط بين مركبات اعتبارى و حقيقى مىباشد ، مركب حقيقى تشكيل يافته از جنس و فصل و ماده و صورت كه اجزاء آن قابل تغيير و تبديل و زياده و نقصان نمىباشد .
اما مركبات اعتبارى مركب از دو امر مختلف يا بيشتر است و بين اجزاء آن اتحاد حقيقى وجود ندارد و هر كدام از آن وجود مستقل على حياله مىباشند و در تحصل و فعليت با يكديگر مباين مىباشند -