عليها 1 ) . . . فى المسمى 2 ) . . . فيه 3 )
1 ) اركان
2 ) موضوع له
[ اشكال آخوند به قدر جامع ميرزاى قمى ]
3 ) ايراد اول به اين قدر جامع :
اين قدر جامع نه جامع افراد است و نه مانع اغيار .
اما جامع نيست چون نمازى كه بعضى از اركان را نداشته باشد تحت عنوان آن قدر جامع قرار نمىگيرد با اينكه خود اعمىها چنين چيزى را نماز مىدانند مثلا اين قدر جامع شامل نماز غريق كه ركوع اصطلاحى را ندارد نمىشود چون فاقد ركن است با اينكه نماز غريق واقعا نماز هست پس اين قدر جامع ، جامع افراد نيست و يا مثلا اين قدر جامع شامل نماز شخصى كه قيام متصل به ركوع يا سجود را ترك مىكند نمىشود با اينكه اطلاق نماز بر مبناى اعمى در اين موارد صادق است .
هامش
- ثانيا نفس اركان بحسب حالات مكلف فرق مىكند ، مثلا ركوع براى انسان قادر رسيدن انسان به زانوها مىباشد و براى انسان عاجز تا آنجا كه قدرت خم شدن دارد ولو به اشاره سر باشد ، حال اگر موضوع له و مسمى خصوص اركان باشد ، منظور از اركان يا در حال اختيار است يا در حال عجز .
اگر منظور از اركان حالت اول باشد ، لازم در مىآيد كه اطلاق صلاة بر نماز شخص عاجز از اركان مثل عاجز از ركوع صادق نباشد و هو كما ترى
و لازمه حالت دوم اين است كه قائل به وضع ، براى جامع بين مراتب اركان شويم ، در نتيجه نقل كلام به آن جامع كرده و مىپرسيم آن قدر جامع چيست ؟ فيعود المحذور كما لا يخفى على المتأمل
ثالثا : اجزاء غير ركنى يا وجودا خارج از مسمى هستند و يا داخل مىباشند ، اگر خارج باشند لازمهاش اين است كه اطلاق صلاة بر تام الاجزاء و الشرائط مجازى باشد ، از باب اطلاق جزء بر كل و هو كما ترى .
و اگر داخل باشند لازم در مىآيد كه اجزاء هنگام وجودشان ( يعنى انجام دادنشان ) داخل در مسمى باشند و هنگام عدمشان خارج از مسمى باشند . فيعود المحذور و الاشكال فوائد الاصول جلد 1 صفحه 74 و 75