متحد 1 ) معها 2 ) نحو 3 ) إتحاد ، و فى مثله 4 ) . . . اذا شك فى اجزائهما 5 ) . . . و اما على الاعم 6 ) . . .
1 ) صفت مفهوم
2 ) مركبات
3 ) اتحاد كلى طبيعى با افراد و مصاديقاش
4 ) مثل اتحاد كلى طبيعى با افرادش
5 ) وضو و غسل
6 ) اما قدر جامع از ديدگاه اعمىها
[ قدر جامع اعمىها ]
مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند تصوير قدر جامع از ديدگاه آنان در غايت اشكال است ، زيرا اگر اعمى قدر جامع داشته باشد لازمهاش اين است كه زياده و نقصان داخل در قدر جامع باشد چون اعمى قائل است كه قدر جامع شامل هر دو هست ، و از طرفى اگر زائد مثل يك جزء دخيل در قدر جامع بود ديگر قدر جامع نمىتواند شامل خود ناقص باشد ، در نتيجه غرض اعمى برآورده نمىشود ، و از آنجا كه ( از ديدگاه اعمى ) فرض اين است كه جامع هم شامل ناقص و هم شامل واجد مىشود ، چنين چيزى ممتنع است چون اجتماع نقيضين پيش مىآيد به اين صورت كه يك چيز هم دخيل باشد و هم نباشد و لازم درمىآيد كه جنس شئى يا فصلاش مردد بين دو چيز شود و مىدانيم تردد در ذاتيات شئى محال است . مضافا به اينكه استعمال قدر جامع در زائد ، استعمال مجازى مىشود زيرا مفروض اين است كه زياده از مسمى خارج است پس حكمت وضع لغو