هامش
- 2 - جامع بين ماهيات اعتبارى مانند صلاة و نحو آن ، از سنخ امر مبهمى است كه در غايت ابهام مىباشد و بر قليل ، كثير ، زائد و ناقص ، صدق مىكند مثلا جامع بين افراد صلاة از سنخ عملى است كه از جميع جهات مبهم است الا از حيث نهى از فحشا و منكر .
3 - ماهيات اعتباريه از جهت ابهام ذاتى نظير ماهيات متأصله تشكيكيه مىباشد ، بلكه ثبوت ابهام در اعتباريات ، اولىتر از ثبوت ابهام در متأصلات است .
4 - قول به صحيح و اعم در تصوير قدر جامع مزبور ، تفاوتى ندارد اما اشكالات اين تصوير جامع :
امر اول اگرچه صحيح و متين است ولى از ما نحن فيه اجنبى است .
امر دوم رد مىشود به اينكه ماهيات اعتباريه اصلا مبهم نيستند زيرا صلاة - مثلا - حقيقت متعينهاى از قبل اجزاء رئيسهاش مىباشد كه عبارت از مقوله كيف ، وضع و مانند آن دو مىباشد و معلوم است كه هيچگونه ابهام و غموضى در آن راه ندارد .
اشكال امر سوم با توجه به مطالب بالا روشن مىشود اما ايراد امر چهارم اين است كه : نهى از فحشا در صحت فعل متصف مىشود ، و اين مطالب قطعا غير از مسمى است و ممكن نيست كه جامع بين افراد صحيحه قرار گيرد . محاضرات جلد 1 صفحه 155 و 154 و 153