تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
هامش
- 1 - قاعده معروف نزد اهل فلسفه كه مىگويد محال است واحد از كثير صادر شود متعلق به واحدى است كه از جميع جهات و حيثيات واحد باشد يعنى اين قاعده متعلق به بسيط حقيقى است و مورد آن واحد شخصى بسيط مىباشد ، در حالى كه فرض مرحوم آقاى آخوند از اين قدر جامع مثل معراج مؤمن ، عمود دين ، ناهى عن الفحشاء ، واحد نوعى است و اين موارد واحد شخص نمىباشد . 2 - واحد مذكور واحد نوعى نيست بلكه واحد عنوانى است و برهان مذكور در واحد عنوانى جريان ندارد زيرا واحد عنوانى با افرادش متحد نيست ، نه در وجود و نه در مفهوم ، مثلا عنوان ربط با افراد و مصاديق ربطى ندارد ، زيرا عنوان ربط يك معناى اسمى است و مصاديق ، معناى حرفى هستند پس مصاديق واحد عنوانى مثل ناهى عن الفحشاء كه عنوان صلاة مىباشد حقيقتا مختلفند . 3 - تأثير متكثرات در اثر واحد فعلى محال است ، اما تأثير آنها در قابليت ، هيچ‌گونه مانعى ندارد ، پس نهى عن الفحشاء بالفعل صدورش از متعدد محال است ، اما قابليت براى نهى ممكن مىباشد ، بدليل اينكه عدم مانع و وجود شرط دو امر متغاير مىباشد الا اينكه آن دو در قابليت مؤثراند ، به اين صورت كه محل قابليت داشته باشد كه اثر مقتضى در آن محقق شود ، بنابراين تصوير قابليت نهى عن الفحشاء بر صلاة ممكن است متصور شود و چنين چيزى مترتب شدن اثر واحد از متعدد است كه محال مىباشد . و اما جوابها : جواب اشكال اول : دو قائده نزد اهل فن مذكور است : اول ، الواحد لا يصد الا عن الواحد و مورد آن واحد شخصى و بسيط از جميع جهات مىباشد . دوم ، قاعده لزوم سنخيت بين معلول و علت ، و بين مؤثر و اثر مىباشد ، و مورد آن مطلق واحد است و مخصوص واحد شخصى نيست . حال زمانى كه واحد نوعى مثل ( معراج مؤمن ) اثرى داشته باشد كه بين آن ، و بين مؤثر سنخيت وجود داشته باشد ، چاره‌اى ندارد كه بين افراد مختلف صلاة ( مثل نماز ظهر و مسافر و غريق ) وحدت نوعيه وجود داشته باشد ، و اين وحدت همان علت براى اين معلول ( معراج مؤمن ) مىباشد و مقصود آقاى آخوند همين است و ايرادى بر ايشان وارد نيست . جواب اشكال دوم : اثر جامع ، فقط نهى است و آن همان زجر مىباشد و اين اثر نوعى است الا اينكه متعلقات نهى مختلف است ، در حالى كه اثر چيزى ، و متعلق اثر چيز ديگرى است و ما نحن فيه از قبيل علم است كه خصوصيت واحدى است لكن متعلق علم گاهى جواهر است و گاهى عرض . جواب اشكال سوم : همانا قابليت از امور اضافيه است و در اينجا سه مقوله داريم قابل ، مقبول ، قابليت ، و مقوله اضافه از اعراض موجوده به عين وجود الموضوع مىباشد ، مثل فوقيت و تحتيت ، و از جمله اعراض -
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 172 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان