تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
فيه 1 ) . . . لما عرفت 2 ) . . . لانه 3 ) . . . مساويا له 4 ) ، و الاول 5 ) . . . اخذ ما 6 ) لا يتأتّى الا 7 ) . . . فى متعلقه 8 ) ، الاحتياط جريان دارد نه اصالة البرائه ، و چنين مطلبى ( جريان اصالة الاحتياط ) خلاف آن چيزى است كه بين اصولين مشهور مىباشد كه در باب عبادات اصالة البرائه ، جارى مىكنند . اما اگر قدر جامع مورد دوم يعنى ملازم مساوى مطلوب باشد ، اشكال سومى كه در بحث قبل بود ، وارد مىشود يعنى ديگر جاى جريان الصالة البرائه نيست با اينكه تمام اصوليين هنگام شك در عبادات ، اصالة البرائه جارى مىكنند . 1 ) در اين تصوير 2 ) زيرا همان‌طور كه در متن توضيح داديم صحت و فساد يك امر مطلقى نمىباشد ، بلكه دو امر نسبى هستند كه بحسب حالات گوناگون فرق مىكند 3 ) شأن 4 ) مطلوب 5 ) اشاره به اشكال اول كه مبتنى به دور بود دارد 6 ) منظور از ماى موصوله قدر جامع مىباشد 7 ) اين قدر جامع كه عنوان مطلوب به خود گرفته ، محقق نمىشود مگر اينكه امر و طلب به آن بشود ، در نتيجه به اين لحاظ متأخر است . 8 ) متعلق طلب . و از طرفى چون امر و طلب به مطلوب تعلق گرفته ، پس موضوع طلب واقع شده ، و موضوع هم بر حكم رتبة مقدم است ، در نتيجه به اين لحاظ مقدم
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 170 | الآخوند الخراساني / مهركش احسان