تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
به پاى گردد . و ار گور 161 محمد رسول اللّه ، بگويد ، هم‌بازيشان برهد 162 . اما اين معرفت دلايل صنايع 163 پس سمع بود ، يعنى شناخت خبرى از قرآن 164 و سنت و اجماع . شناخت 165 سمع و تصديق و قبول و رمت 166 در آن شرط ، كه مقدم به ربوبيت نبيت است 167 ، كه نبيت وراى حجت است 168 ، كه آنچه خداى گفت من آنم و دين من آن است در كتاب خود ، آنچه پيغامبر گفت 169 كه : وى آن است و دين وى اين است . كه خبر را از تصديق بد نيست . شواهد و صنايع پس سمع 170 است ، كه تا آن نبود 171 آن درست نيايد ، ور نه به عقل مجرد به سر شدى ، وى پيغامبر 172 و كتاب راه يافتندى ؛ نه بردند و نه يافتند 173 . كتاب بايد و پيغامبر 174 و پيغام كه حجت به اين است بر خلق ، و آن كس 175 كه از آن استغناء جويد به دلايل و شواهد و صنايع 176 ، به عقل مجرد ، وى ملحد است و بيراه ، كه اللّه تعالى مىگويد :
وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 1 » . و اين معرفت خبرى را سه ركن است : اثبات صفت 177 بىتشبيه و نفى تشبيه بىتعطيل ، و نوميد شدن از دريافت چگونگى و به پرهيزيدن 178 از جستن تأويل و بر اسم ظاهر 179 باز ايستادن ، و وقوف كردن به حد تام صفات وى افراط 180 ، نه زيادت و نه نقصان ، كه شرط رمت و نه قياس 181 و نه تشبيه و نه كتمان ، و رسانيدن 182 آن چنان كه رسيد همچنان 183 ، و نه ترسيدن از آن ، كه تسليم كردن به طوع 184 و طبع و سكينت ، و تفكر نكردن در چگونگى آن 185 ، و نه تكلف و نه تأويل و نه وى جان از گفت آن و شنيدن 186 آن ، كه معلوم از صفات حق تعالى خلق را نام آن است 187 و ادراك به آن ، قبول آن است و شرط در آن تسليم آن است و تفسير آن ياد كردن آن است ، كه تشبيه از اثبات در هيچ‌چيز نيست 188 ، و نه انكار ورد از تنزيه 189 در هيچ‌چيز ، و اللّه مىگويد ، عز ذكره :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
« 2 » ،
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ
« 3 »
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ
هامش
( 1 ) قرآن ، آل عمران / 164 . ( 2 ) قرآن ، شورى / 11 . ( 3 ) قرآن ، نحل / 17 .