تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧

على بن حمزة الاصفهانى الحلاج 1

. 1 - شيخ الاسلام گفت كه : وى نه حلاج بود چون حسين منصور . شاگرد محمد بن يوسف بنا 2 بود به اصفهان 3 . 2 - شيخ عباس فقير مرا گفت كه 4 : عبد العزيز مرغزى گفت كه بو الحسين مراغى گفت كه على بن حمزه‌ى حلاج 5 گفت كه : من به روزگار به نزديك محمد يوسف رازه مىبودم به سپاهان و با او مىنشستم 6 ، و او در علم حلال خوردن فراوان گفتى ، از حكايات او مىنوشتم 7 . وقتى از نزديك وى 8 برفتم ، به حج شدم . چون بازگشتم به بصره رسيدم ، خبر وفات محمد يوسف 9 به بصره رسيد ، به غمى رسيدم كه صفت نتوانم كرد 10 ، گفتم : صفاهان مرا برنتاود 11 ، به بصره بنشستم به نزديك شاگردان سهل تسترى مىبودم . و ايشان از وى حكايت مىكردند 12 و از سخنان وى چيزى مىگفتند 13 . وقتى كه سخنى رفتى كه مرا خوش 14 آمدى - و من امى بودم - از كسى 15 خواستمى كه آن مرا بنوشتى . روزى بر كران آب 16 ، طهارت مىكردم ، آن كاغذها 17 از آستين من در آب افتاد و تباه شد . رنجى به من رسيد عجب صعب كه 18 آن را از 19 روزگار دراز فرا 20 جمع كرده بودم . آن شب سهل تسترى 21 را به خواب ديدم . مرا گفت : اى مبارك ، رنجه شدى كه آن دفترهاى تو در آب 22 افتاد ؟ گفتم آرى اى استاد 23 . گفت : حق دوستى آن
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 287 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )