و من طبقة 1 الثانية
على بن الموفق البغدادى .
1 - از قديمان مشايخ عراق است . مسافر بوده 2 . ذو النون مصرى ديده بود و جز ازو 3 . شيخ الاسلام گفت كه : وى را هفتاد و چهار حج آرند . وقتى 4 حج كرده بود با خود مىگفت به تأسف كه : مىشوى و مىآيى ، نه دل و نه وقت ، من خود در چهام ؟
آن شب حق تعالى 5 را به خواب ديد ، وى را گفت : پسر موفق تو به خانه خوانى 6 ، و آرى كسى را كش 7 نخواهى ؟ گر من ترا نمىخواهيد ، نمىخوانيد و نمىآريد 8 .
2 - وقتى حج بكرد و 9 گفت : خداوندا ، اين حج من آن كس را كه خواست حج كند و نتوانست 10 . آن شب حق تعالى ( 5 ) را به خواب ديد ، وى را گفت : پسر موفق ، بر من مى سخاوت كنى 11 ؟ ! گواه باش 12 ، من امروز هركه شهادتگوى 13 از مشرق تا مغرب 14 ، همه را بيامرزيدم و هريكى را حجى بنوشتم 15 .
3 - شيخ الاسلام گفت كه : على بن الموفق گفت كه 16 :
خداوندا ، اگر من ترا از بيم دوزخ مىپرستم 17 ، در دوزخم فرود آر 18 ، و اگر به اميد 19 بهشت مىپرستم ، هرگز در آنجا جاى مده و فروميار ، و اگر به 20 مهر مىپرستم ، يك 21 ديدار بنماى و پس از آن هرچه 22 خواهى كن .