جز للّه را خالى 111 مدار ، و فرمان اللّه را گرامى دار تا 112 او ترا گرامى دارد ( 112 ) .
9 - انشدنا 113 لنفسه :
و كيف 114 يحكى اوصل اثنين * هما 115 فى الاصل واحد
من قسم الواحد جهلا * فهو بالواحد جاحد
* * * 10 - آنچه از وى نتوان رست 116 ،
چون توان يافت ؟
آنكه بر حق بيشى جست ،
به گومى 117 شتافت .
آنكه در طلب مىآويزد ، از قبضه مىگريزد ، و آنچه از بوده مىگريزد ، بر خون خود مىخيزد .
چه جويم چيزى كه بيش از من است ؟
پس آنكه ترا دارد ، از زوال ايمن است .
ترا جستن ، از خود برستن است ،
و به تو پيوستن ، از ديگر 118 گسستن است .
و 119 ترا يافتن خود را گم كردن است ،
و به تو رسيدن ، خود را به فنا سپردن است ،
هرچه جز از 120 حق مىبيند ، محجوب است ،
و هرچه به جستن توان يافت ، با جوينده منسوب است .
ضعف الطالب و المطلوب .
* * * از روز 121 ، در قعر چاه ، نتوان گريخت
ديگر بيننده ، خاك بر سر خود بيخت 122 .
* * *