تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
جز للّه را خالى 111 مدار ، و فرمان اللّه را گرامى دار تا 112 او ترا گرامى دارد ( 112 ) . 9 - انشدنا 113 لنفسه :
و كيف 114 يحكى اوصل اثنين * هما 115 فى الاصل واحد من قسم الواحد جهلا * فهو بالواحد جاحد
* * * 10 - آنچه از وى نتوان رست 116 ، چون توان يافت ؟ آنكه بر حق بيشى جست ، به گومى 117 شتافت . آنكه در طلب مىآويزد ، از قبضه مىگريزد ، و آنچه از بوده مىگريزد ، بر خون خود مىخيزد . چه جويم چيزى كه بيش از من است ؟ پس آنكه ترا دارد ، از زوال ايمن است . ترا جستن ، از خود برستن است ، و به تو پيوستن ، از ديگر 118 گسستن است . و 119 ترا يافتن خود را گم كردن است ، و به تو رسيدن ، خود را به فنا سپردن است ، هرچه جز از 120 حق مىبيند ، محجوب است ، و هرچه به جستن توان يافت ، با جوينده منسوب است . ضعف الطالب و المطلوب . * * * از روز 121 ، در قعر چاه ، نتوان گريخت ديگر بيننده ، خاك بر سر خود بيخت 122 . * * *
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 20 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )