639 ، 646
ماضى - بو عبد اللّه خفيف انصاف بنهداد . 312
امير كافور زر فرستاد . . ، وى بنهپذيرفت . 314
كسى كه بر بيم بنهگذشته بود ، او اقتدا را نشايد . 317
واسطى آن سخن او بنهپسنديد . 363
ور نه وى را بنهسوختيد . 410
حق آن بنهدانستيد . 472
در حرم بول نكرده بود و موى بنهانداخته بود تعظيم حرم را . 494
آن وقت بهنظر لدنى مىنگرستم فرق بنهديدم . 511
و نيز : 547 ، 554 ، 589 ، 594 ، 608 ، 611 ، 639
در بعضى موارد نيز بدون « ب » به كار رفته است :
نماند ميان من و او مگر پردهى عزت . 337
نمانده بود از وى مگر خاطر سوخته و گداخته . 374
آن را نيكو نداشتيد . 472
قيد و حروف اضافه :
در اين كتاب غير از قيدهاى متداول در متنهاى همزمان ، قيدهاى مركب كه برخى از آنها در متنهاى ديگر كمتر به كار رفته است ، كاربرد گستردهاى دارد :
از آنجا فرا : از خانهى خود لبيك زدى و از آنجا فرا احرام گرفتى . 489
از آنجا فرا با وى يكقدم فرا ننهى . 542
از . . . باز فرا : از آن وقت باز فرا تنها طعام مىخورم . 610
از . . . فرا : آن را از روزگار دراز فرا جمع كرده بودم . 287