تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 168

مساهمون:

صمقدمه ١٦٨
639 ، 646 ماضى - بو عبد اللّه خفيف انصاف بنه‌داد . 312 امير كافور زر فرستاد . . ، وى بنه‌پذيرفت . 314 كسى كه بر بيم بنه‌گذشته بود ، او اقتدا را نشايد . 317 واسطى آن سخن او بنه‌پسنديد . 363 ور نه وى را بنه‌سوختيد . 410 حق آن بنه‌دانستيد . 472 در حرم بول نكرده بود و موى بنه‌انداخته بود تعظيم حرم را . 494 آن وقت به‌نظر لدنى مىنگرستم فرق بنه‌ديدم . 511 و نيز : 547 ، 554 ، 589 ، 594 ، 608 ، 611 ، 639 در بعضى موارد نيز بدون « ب » به كار رفته است : نماند ميان من و او مگر پرده‌ى عزت . 337 نمانده بود از وى مگر خاطر سوخته و گداخته . 374 آن را نيكو نداشتيد . 472

قيد و حروف اضافه :

در اين كتاب غير از قيدهاى متداول در متن‌هاى هم‌زمان ، قيدهاى مركب كه برخى از آنها در متن‌هاى ديگر كمتر به كار رفته است ، كاربرد گسترده‌اى دارد : از آنجا فرا : از خانه‌ى خود لبيك زدى و از آنجا فرا احرام گرفتى . 489 از آنجا فرا با وى يك‌قدم فرا ننهى . 542 از . . . باز فرا : از آن وقت باز فرا تنها طعام مىخورم . 610 از . . . فرا : آن را از روزگار دراز فرا جمع كرده بودم . 287