تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 167

مساهمون:

صمقدمه ١٦٧
اكنون نه تشنه‌ام . 418 بخل اينان نه بذل ناكردن . 557 پرسش - گفت نه مشايخ آن كرده‌اند ؟ 525 گفت نه شما شاگردان ابو جعفر خبازايد بر آن كوه هرى ؟ 531 در پاره‌اى از موارد به جاى جزء صرفى نفى « نه » ، « نا » به كار رفته است : بسيار دعاهاى ناكرده كه ترا مستجاب . 323 كارى كه بده‌اش نابده چون كنما ؟ 324 طمع به چيز كسى ناكردن و اگر چيزى به سر تو آرند رد ناكردن و چون ستانى جمع ناكردن 513

فعل منفى

يكى از ويژگىهاى طبقات الصوفية استعمال « بنه ب + نه » در افعال منفى مضارع و ماضى است . مضارع - هر نام كه او را كنى نه آن است ، او نام را بنه‌ايستد . 307 چيزى كه مرا از آن دل بشورد بنه‌خورم . 313 چون او را بازگوئى هرچه اللّه از تو داند از تو بنه‌شورد و از تو بنه‌برد . 313 فلان‌كس از لشكرى چيزى بنه‌مىستاند و فلان پير مىستاند . گفت آنكه بنه‌مىستاند از علم بنه مىستاند و آنكه مىستاند از عين مىستاند . 314 تو خود چندان دارى كه به او بنه‌پايى . 357 من هرگز به سماع بنه‌نشينم . 366 ديگر كس از مشايخ وى را بنه‌پذيرند . 386 فردا كه اين قوم بينند هم بنه‌شناسند . 409 و نيز : 410 ، 419 ، 440 ، 511 ، 515 ، 519 ، 521 ، 539 ، 561 ، 614 ،