بهر . . . را : مال برگرفتى بهر بذل را . 351
من وى را بنهپذيرم يعنى بهر مشايخ را و شرع و علم را . 380
از بهر . . . را : گفتيم از بهر خداى را با تو سخنى بگوئيم . 359
در خبر است كه كسى وردى دارد يا كارى ، از بهر اللّه را اى بگذارد اللّه تعالى زشتى برو نهد . 549
بانگ برآورد كه از بهر خداى را اين چه حالت است . 580
از بهر : و خود از بهر آن جحفه خوانند كه سيل درآيد و هرچه در پيش آن آيد بروايد و ببرد . 440
* * *
مطابقت فعل و فاعل در افراد و جمع
مشايخ در كار وى مختلف بودند . 380
من در جيرفت هزار دشمن دارم كه هركه بر من دست ياوند مرا تا شب درنگ ندهند . 539
مطابقت فعل با فاعل متعدد معطوف به واو :
ابن البرقى و بو جعفر مصرى هر دو به مصر بودهاند . 419
بو بكر كتانى و بو الحسين مزين گفتند . 424
شيخ عمو و عباس مى فخر كردند به ديدار وى . 567
« قوم خلق ، مردم » هم با فعل مفرد و هم با فعل جمع به كار رفته است :
قوم گفتند آنچه بود كه وى كرد . 366
قومى گويند زنديق بود مشعبد و قومى گويند محقق بود موحد . 380
قوم بشوريدند . 606
خلق در كار وى متفاوتاند . 380