تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 157

مساهمون:

صمقدمه ١٥٧
قوى شود . 459 مرد كه به حق ، اى بر چه‌ايد . 464 آنكه از وجودايد اى هرگز باز نگردد . 464 مردى در مقامى بود بر ديگرى يازد اى بىادب بود . 515 نه آنكه اهل مصيبت باشد و فوت ، اى بازو دعوى مىنمايد . 548 بنگر كه خود اى گويد و چه غبن است در اختيار . 595 استعمال صورتهاى « كنيت ، گيريت » به جاى ( كنيد ، گيريد ) كه در متن‌هاى ديگر اين دوره هم ديده مىشود : وى گفتيد كه نام من جزين مكنيت كه مسلمانى مرا نام كرد خير . 345 مرا بسازيد و آنجا دفن كنيت و اين مرقع من ضايع مكنيت . 359 گفت برگيريت كه او نه از اينان است . 413 در يك مورد نيز در نسخه‌ى « ب » بشكافد به صورت بشكافت به كار رفته است : شاگرد زرگر بود كه حبه‌اى ندارد و در شناخت زرينه موى بشكافت . 174

ويژگىهاى ديگر

آنچه در زير مىآيد اختصاص به طبقات الصوفية ندارد و در متون ديگر اين دوره نيز كم‌وبيش ديده مىشود .

شيوه‌ى جمع بستن :

كلمات فارسى با « ان » و « ها » جمع بسته شده است : پيغامبران ، ياران ، استادان ، كسان ، اسبان ، ستوران ، گوسپندان ، بزرگان ، دبيران ، مردمان ، سخنان ، دوستان ، دشمنان ، نيكان ، آزادگان ، مهينان ،