قوى شود . 459
مرد كه به حق ، اى بر چهايد . 464
آنكه از وجودايد اى هرگز باز نگردد . 464
مردى در مقامى بود بر ديگرى يازد اى بىادب بود . 515
نه آنكه اهل مصيبت باشد و فوت ، اى بازو دعوى مىنمايد . 548
بنگر كه خود اى گويد و چه غبن است در اختيار . 595
استعمال صورتهاى « كنيت ، گيريت » به جاى ( كنيد ، گيريد ) كه در متنهاى ديگر اين دوره هم ديده مىشود :
وى گفتيد كه نام من جزين مكنيت كه مسلمانى مرا نام كرد خير . 345
مرا بسازيد و آنجا دفن كنيت و اين مرقع من ضايع مكنيت . 359
گفت برگيريت كه او نه از اينان است . 413
در يك مورد نيز در نسخهى « ب » بشكافد به صورت بشكافت به كار رفته است :
شاگرد زرگر بود كه حبهاى ندارد و در شناخت زرينه موى بشكافت .
174
ويژگىهاى ديگر
آنچه در زير مىآيد اختصاص به طبقات الصوفية ندارد و در متون ديگر اين دوره نيز كموبيش ديده مىشود .
شيوهى جمع بستن :
كلمات فارسى با « ان » و « ها » جمع بسته شده است :
پيغامبران ، ياران ، استادان ، كسان ، اسبان ، ستوران ، گوسپندان ، بزرگان ، دبيران ، مردمان ، سخنان ، دوستان ، دشمنان ، نيكان ، آزادگان ، مهينان ،