ضماير .
برخى از ضماير به صورتها و حالاتى در طبقات الصوفية به كار رفته است كه مىتواند نشانهى كهنگى و گويش قديم هروى به شمار آيد .
اما - ضمير منفصل گويندهى جمع كه در آثار ديگر اين دوره به صورت « ما » به كار رفته است و تا امروز نيز بههمينصورت متداول است دو بار در طبقات الصوفية به صورت « اما » استعمال شده است :
هم به گازيارگاه اما در گورست . 596
گور ليث پوشنجه به خدابان اماست . 598
صورتهاى ديگرى ازين ضمير ( اما - اما - شما ، ايشما ) در بعضى از آثار كهن ديگر نيز به كار رفته است .
از . آيا اين يك مورد كه در طبقات الصوفية به كار رفته است بازمانده ضمير مفرد گويندهى فارسى ميانه است ؟
بو على دقاق گويد كه مدعى بينيد دامن ازو درواخ داريد كه معنىداران و محققان برفتند . 631
ضماير متصل مفعولى ( م - مان ، ت - تان ، ش - شان ) در موارد استعمال مختلف به صورتهاى ( م - ام - مان ، ات - اش ) به كار رفته است .
ضمير متصل جانشين مفعول صريح
و معادل ضمير جدا ( مرا ، ترا ) در اتصال به حرف ربط و اضافه :
كاركى كت بايد ، بدانى ساخت . 556
ملكا ات شناسد كت شناسد . 639
هروى خبر كش اين قصه شنود از ده يازده به دريا اندازد و هر ناشكيبا كش خود نشناخت به خود ور وى خودان تازد . 334
به انكار او شتافت كش نيافت و او كش يافت ، آفتاب دولت بود كه برو