تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 154

مساهمون:

صمقدمه ١٥٤

ضماير .

برخى از ضماير به صورت‌ها و حالاتى در طبقات الصوفية به كار رفته است كه مىتواند نشانه‌ى كهنگى و گويش قديم هروى به شمار آيد . اما - ضمير منفصل گوينده‌ى جمع كه در آثار ديگر اين دوره به صورت « ما » به كار رفته است و تا امروز نيز به‌همين‌صورت متداول است دو بار در طبقات الصوفية به صورت « اما » استعمال شده است : هم به گازيارگاه اما در گورست . 596 گور ليث پوشنجه به خدابان اماست . 598 صورتهاى ديگرى ازين ضمير ( اما - اما - شما ، ايشما ) در بعضى از آثار كهن ديگر نيز به كار رفته است . از . آيا اين يك مورد كه در طبقات الصوفية به كار رفته است بازمانده ضمير مفرد گوينده‌ى فارسى ميانه است ؟ بو على دقاق گويد كه مدعى بينيد دامن ازو درواخ داريد كه معنىداران و محققان برفتند . 631 ضماير متصل مفعولى ( م - مان ، ت - تان ، ش - شان ) در موارد استعمال مختلف به صورتهاى ( م - ام - مان ، ات - اش ) به كار رفته است .

ضمير متصل جانشين مفعول صريح

و معادل ضمير جدا ( مرا ، ترا ) در اتصال به حرف ربط و اضافه : كاركى كت بايد ، بدانى ساخت . 556 ملكا ات شناسد كت شناسد . 639 هروى خبر كش اين قصه شنود از ده يازده به دريا اندازد و هر ناشكيبا كش خود نشناخت به خود ور وى خودان تازد . 334 به انكار او شتافت كش نيافت و او كش يافت ، آفتاب دولت بود كه برو
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 154 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )