تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 159

مساهمون:

صمقدمه ١٥٩

مطابقت صفت و موصوف و عدم مطابقت آن در افراد و جمع :

قومى بىادبان بىحرمتان آمده‌اند و . . . 338 از علماى مشايخ است و از ظريفان صوفيان . 357 مشايخ مهينان با تو يارند . 507 از خرابى دو كودك نوجوان بيرون آمدند . 400 از بىاندامىها كه كرده بودند متحرمان بىادب . 408

صفت برتر

به كار رفتن ( كه ، به ، مه ) به جاى صفت برتر : از خرابى دو كودك نوجوان بيرون آمدند يكى مه و يكى كه . 400 آنچه ترا رفت در سبق ترا به از معارضه‌ى وقت . 323 تو در چيزى كوش كه ذره‌اى از آن به و مه از عمل ثقلين . 386 هركه استاد ترا رنجه دارد و تو ازو رنجه نشوى سگ از تو به بود . 530 آن دو سخن يوسف خياط مه از صدساله عبادت محمد مسلم . 341 از مخلوق درين باب چنين نشنوى مه ازين . 419 همين صفات با جزء « - ين » براى ساختن صفت برترين به كار رفته است : همت مهين بيرون آمدن است از نفس . 515 مردان اين كوى مهين آنند كه با خلق مىآميزند . 594 اشارت از مشير شرك است يعنى شرك خفى شرك كهين در توحيد صوفيان . 331 و در پاره‌اى از موارد با همين جزء افادهء صفت برتر مىكند . بو العباس سريج را شافعى كهين مىخواندند از بزرگى وى . 376 مزين مهين از اهل بغداد بود و گور مهين در بغداد است و آن كهين در مكه و مهين صاحب اجتهاد بود . 399