و نيز صفحات 19 ، 4 432 ، 520 ، 567
صفتهاى ( به ، كه و مه ) با جزء « ين + ه » نيز در معنى صفت برترين به كار رفته است :
بهينه - روزى ماهى بريان مىكردم قسم كردم بهينه از سوى خود نهادم . 415
مرديست در غلط افتاده از بهينه محجوب مانده در تمنى افتاده . 445
مسكينان از دنيا برفتند و از بهينه چيزى نچشيدند . 644
كهينه - كودك كهينه روبا پس كرد . 400
مهينه - پرسيدند وى را از مهينه احوال صوفى . 397
نفس مهينه حجاب است ميان تو و اللّه . 515
به زحمت خوردن آنست كه چيزى مىخورى بر مهينه ايثار مىكنى ظاهر . 626
« كم » نيز در تركيب با همين پسوندها در معنى صفت برترين به كار رفته است :
از كتانى پرسيدم كه علم تصوف چيست ؟ گفت كمينه آنست كه تو درنياوى . 440
شيرينى مستقبل چشيد چنان كه طلخى ماضى چشيد ، اين كمينهايد . 462
در موارد زير صفت برتر به جاى صفت برترين استعمال شده است :
جريرى گفت عزيزتر خلق چهار تناند . 354
سخن گفته در زبان طريقت به نيكوتر سخن . 363
عالمتر مشايخ وقت بوده . 465
وى از بزرگتر مشايخ است . 490
مىگويند كه مجردتر جهان توئى . 521
يك نوع صفت برتر در اين كتاب وجود دارد كه از تركيب اسم + تر و يا تركيب مصدر عربى + تر ساخته شده است :
سودتر : سودمندتر
شيخ الاسلام گفت ار خرقانى برجاايد و محمد قصاب ، من شما را به محمد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 160
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١٦٠