تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 160

مساهمون:

صمقدمه ١٦٠
و نيز صفحات 19 ، 4 432 ، 520 ، 567 صفت‌هاى ( به ، كه و مه ) با جزء « ين + ه » نيز در معنى صفت برترين به كار رفته است : بهينه - روزى ماهى بريان مىكردم قسم كردم بهينه از سوى خود نهادم . 415 مرديست در غلط افتاده از بهينه محجوب مانده در تمنى افتاده . 445 مسكينان از دنيا برفتند و از بهينه چيزى نچشيدند . 644 كهينه - كودك كهينه روبا پس كرد . 400 مهينه - پرسيدند وى را از مهينه احوال صوفى . 397 نفس مهينه حجاب است ميان تو و اللّه . 515 به زحمت خوردن آنست كه چيزى مىخورى بر مهينه ايثار مىكنى ظاهر . 626 « كم » نيز در تركيب با همين پسوندها در معنى صفت برترين به كار رفته است : از كتانى پرسيدم كه علم تصوف چيست ؟ گفت كمينه آنست كه تو درنياوى . 440 شيرينى مستقبل چشيد چنان كه طلخى ماضى چشيد ، اين كمينه‌ايد . 462 در موارد زير صفت برتر به جاى صفت برترين استعمال شده است : جريرى گفت عزيزتر خلق چهار تن‌اند . 354 سخن گفته در زبان طريقت به نيكوتر سخن . 363 عالم‌تر مشايخ وقت بوده . 465 وى از بزرگتر مشايخ است . 490 مىگويند كه مجردتر جهان توئى . 521 يك نوع صفت برتر در اين كتاب وجود دارد كه از تركيب اسم + تر و يا تركيب مصدر عربى + تر ساخته شده است : سودتر : سودمندتر شيخ الاسلام گفت ار خرقانى برجاايد و محمد قصاب ، من شما را به محمد