تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 156

مساهمون:

صمقدمه ١٥٦

استعمال ضمير منفصل « ام » به صورت فاعلى ( مسنداليهى )

من چنانان را ام در ميان لشكر . 425 گفت چنين‌ام به هيچ‌چيز حاجت نيست . 643

استعمال ضمير « مان » :

خداوندا اولمان بيافريدى به بر وجود خويش ، مان هدى دادى به فضل خويش ، اكنون مىخوانى به بهشت خويش ، مان برگ نيست . 385

استعمال ضماير « من » و « تو » به جاى « مرا » و « ترا » :

گفت من مىخواهى به اين شهادت گفتن ؟ 337 نشايد بود كه تو برنشانند و من فرونشانند : 596 از دنيا بيامدى وات من نشناخت . 644 يا پسر عمران من بشناس . . . ار نتوانى در من آويز ، دانى كى من بشناسى ؟ . . . 653

استعمال ضمير « ت تو » به صورت « ات » :

از دنيا بيامدىات مرا نشناخت . 590 از دنيا بيامدى وات من نشناخت . 644 يكى ديگر از ويژگىهاى زبان طبقات الصوفية به كار رفتن ( اى ؟ ) است به جاى « اين ، او » : شيخ الاسلام گفت هركس كه خبر نه در عيان بگذارد اى هالك شود . 438 هركه درين كار به زور درآيد فضيحت شود و هركه به ضعف درآيد اى