تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 152

مساهمون:

صمقدمه ١٥٢
ار من به اين به آخرت شوم من كه بم ؟ 483 در شاهد زير « بم » براى بيان فعل ماضى و به جاى « بودم » به كار رفته است : شيخ گفت فرغانى چون بودى ور آنجا ؟ گفت اى شيخ مپرس ، من ور آنجا چنان بم كه تو پيش من مىرفتى كه تو بودى آنجا ور كه من پيش تو مىرفتم . 414 و در مورد زير « نبيد » به معنى « نبودم ، نمىبودم ، نبودمى » و براى اول شخص به كار رفته است : جنيد گويد ارنه ابو بكر كسائىايد من در عراق نبيد . 326 بوم - آن را كه وطن و ماوى من بوم وى را وطن نبود جز من . 24 و نه بر طمع پرستم كه چون گداى بوم . 36 اگر ايدر بودن انتخاب كنم ترسم كه در آرزو مقصر بوم . 143 بىآنجا - كه نشان دهند نبى و آنجا كه نشناسند آنجا بى . 107 توحيد نه آن بود كه گوئى او و تو بى ، توحيد آن بود كه من و تو نه بى . 331 چون متفرق بىنگر از جمع و توحيد نگوئى اما چون خود نبى تفرق را با تو چه‌كار . 339 كه او را به قرآن و سنت بشناختى ، او را به دو بشناخته بىآنچه . 384 از تو آيد خجل بى و هرچه ازو آيد به آن راضى بى ، خاطر را غلام بى و جان را تابع بى ، جوينده‌ى پسين روز بى و فداى پيشين روز بى . 637 بوى - در آسمان و زمين از هركه رسته بوى سود كنى ( نسخه‌ى د ) . 613 بيد - شيخ الاسلام گفت : اى جوانمردان نگر فريفته نه بيد . 603 در مورد زير « بيد » بجاى ماضى « بودى » و در وجه شرطى به كار رفته است :