آن حق حقايد بر بنده يا حق بندهايد بر او ؟ . . . گفت حق حقايد بر بنده . . . گفت كه حق اوايد بر بنده چون عطاييد بر بنده ؟ 90
استاد بو سعيد خراز و جنيدايد و از مهينان مشايخايد . 93
اگر او آن بو مزاحمايد كه من مىشناسم شايد كه او مرا چنين بيند . 116
هر چيز كه ترا ازو مشغول كند آن فتنهى توايد . 127
گويند كه سيد عارفان بايزيدايد نه چنانست كه سيد عارفان مولاايد ارپس از آدميان مى نشان بايد احمد عربىايد و اگر از رهيان مىبايد بو سعيد خرازايد . 160
اللّه در وجودايد در علم نهايد ، ار در علمايد در عقل نهايد ، در ديدهايد در كيف نهايد . 165
نه اينايد كه بگفتم اما نشان اينايد ، يافت نه يادايد و شناخت نه آگاهىايد . 169
و غالب صفحات ديگر .
نمونههاى كشف الاسرار را در صفحات 1 / 258 ، 260 ، 451 ؛ 2 / 745 مىتوان ديد .
استعمال صيغههاى مختلف مضارع « بودن » ( ام ، اى ، است و . . . ) به صورتهاى ( بم ، بوم ، بى ، بوى ، بيد ، بند ) هرچند بعضى از صورتهاى آن در متون ديگر اين دوره نيز به كار رفته در طبقات الصوفية بسيار شايع است . در كشف الاسرار نيز بيشتر صورتهاى بالا به كار رفته است .
بم - من اللّه نه بر بيم پرستم كه چون بندهى بم زندانى و نه بر طمع پرستم كه چون گدايى بم . 33
و نه روا بود كه در خون خود بم . 419
چنان كه من حاضر بم . 424
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 151
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١٥١