ار روا بودى كه پس از احمد پيامبر بودى ازيشان بودى . 121
ار او به جوانى در فرمان او كوشيدى وى را به پيرى به سؤال و ذل حاجت نبودى . 439
شب به خواب ديدم فرشتهاى و طومارى در دست كه چيزى مىنوشت . وى را گفتم اين چيست و چه مىنويسى ؟ 413
كاشكى او را باز توانى ديد . 424
و نيز : 323 ، 326 ، 333 ، 337 ، 350 ، 383 ، 418 ، 453 ، 473 ، 532 ، 569
ايد
يكى از خصوصيات زبان طبقات الصوفية كه مىتواند نشانهاى از گويش هرات يا به تعبير جامى « زبان هروى قديم » باشد استعمال فعل مضارع « بودن » است به صورت « ايد » به معنى و به جاى « است » . اين صورت استعمال در نفحات الانس در همه موارد به « است » تبديل شده است . در نسخههاى خطى طبقات الصوفية از جمله نسخهى « الف » و « د » ايد به صورت « آيد » و در نسخهى « ه » در بيشتر موارد به « است » و « آيد » تبديل شده است . در چاپ كابل نيز در بسيارى از موارد « ايد » و « آيد » به جاى يكديگر چاپ شده است . بايد گفت در تنها نسخهاى كه در اكثر قريب به اتفاق موارد « ايد » در كتابت و مورد استعمال درست نوشته شده است نسخهى « ج » است كه در تصحيح متن ضبط آن نسخه بر نسخههاى ديگر ترجيح داده شد . نمونههايى از اين نوع استعمال - نه به كثرت طبقات الصوفية - در كشف الاسرار نيز ديده مىشود .
مثالهايى از طبقات الصوفية :
او وطن غريبانايد و مايهى مفلسانايد و همراه بيگانگانيد . 23
احمد بن ابى الحوارى شاگرد با سليمانايد . 48
استاد حاتم اصمايد . 86