ار بهانه نيستيد ، كس را با نيافت اين كار زندگانى نيستيد . 78
ارنه آنستيد كه تو مىگوئى كه اللّه ، ما همه بغداد بسوختيد . 93
ار تو از آن آگاهيد كه من آگاهم ، حال بر تو هم بگرديد . 277
ار نه ابو بكر كسائىايد ، من در عراق نبيد . 326
ار خرقانى برجاايد و محمد قصاب ، من شما را به محمد فرستاديد نه به خرقانى . 373
مثالهاى كشف الاسرار را در صفحات زير مىتوان ديد :
1 / 679 - 680 ؛ 2 / 512 ، 524 ، 565 ، 570 ، 592 ، 607 ، 121 ، 735 ؛ 3 / 175 ، 176 ؛ 4 / 179 ، 258 ؛ 8 / 16 .
بيان خواب
كسى آن شب به خواب ديد مصطفى را ( ص ) كه مىشتافتيد . آن كس وى را گفتيد يا رسول اللّه كجا مىروى چنين ؟ گفتيد كه به جنازهى خليفه مىشتابم كه برفت . 196
بيان آرزو
كاشكى وى آن مسئلتها كه از من پرسيده بود بشستيد . 326
اى كاشكى ما آنجا بوديد . 425
استعمال اين صيغهها با « ى » نيز در طبقات الصوفية وجود دارد :
هربار بر راهى ديگر رفتى و وحش و هر چيزى كه ديدى روى به وى كردى توكل درست كردن را . 348
كسان آمدندى به وى ، هموار بر در سراى وى اسبان و ستوران بودى كه به زيارت وى آمدندى . 370
هموار مىگفتى ، خاموش كم بودى . 372