به آن آواز سوى آن حله شديد ، دانستيد كه آنجا مردم است وحى است ، ياران را چيزى آورديد ار طعام خواستيد . 405
چون سخن مىگفتيد دو تن بوديد بر دو دست وى كه آب دهن وى مىسترديد كه دندان نداشت . 554 و نيز 490 ، 555 ، 567 ، 611 ، 630
آقاى حبيبى اين نوع صرف فعل را از مقولهى « اسناد جمع مخاطب به غائب يا متكلم مفرد » دانسته است و به اشتباه نمونههايى از شاهنامهى فردوسى را با اين نوع استعمال خاص درآميخته است 29 .
در مورد زير كه يك نمونه از آن در طبقات الصوفية به كار رفته است اينگونه صرف براى ماضى نقلى به كار رفته است :
شب شنبه نشسته بوديد ( - نشسته بودم ) و ما در بر من مىگريستيد از صعبيى كه من از نماز آدينه بازآمده بوديد ( - بازآمده بودم ) و ازبس پيران كه ديده بوديد ( - ديده بودم ) و سخنان كه اشنيده بوديد ( - شنيده بودم ) 245 در مورد زير هم كه باز استثنائى است « بوديد » به جاى « بود » به كار رفته است :
شيخ الاسلام گفت كه آن رقيب دل بوديد ( - بود ) و آن عصا نظر بوديد ( - بود ) و آن شوان كه او مىگفت مريد بوديد ( - بود ) 376
در صرف ماضى « بايستن » نيز يكبار اين ساخت به كار رفته است :
در آفريده آن را جاى نيست كه اگر بايستيد ( - بايستى ) دل موسى و صبر وى قوى گردانيدى صحبت خضر را . 198
نمونههائى از كشف الاسرار :
چون با عرب جنگ درپيوستنديد به قلعتها پناه گرفتندى . 1 / 272
دشمنان از آن بانگ فزع گرفتنديد و به هزيمت شدنديد . 1 / 668
مادينان را هيچ از ميراث بنهدادنديد و گفتنديد . . . 2 / 425
آنگه خلل در اسلام راه برديد . 2 / 637