هرات اين كلمه به معنى ضد آنچه در زبانهاى ايرانى ميانه استعمال مىشد ، به كار رفته است . ازين دست تغيير در زبان فارسى كم نيست . اين كلمه در ترجمه و قصههاى قرآن در ترجمهى « سوأة » ( مائده 34 ) صفحهى 73 به صورت « وغستگى » به كار رفته است 24 . سوأة به معنى عورت و شرم مردان و زنان است كه بايد پوشيده باشد وغستگى در اين مورد به معنى پوشيده و پوشيدگى است كه با معنى اين كلمه در زبانهاى ايرانى ميانه مطابقت دارد . همچنانكه در مورد دوستن و كامستن گفتيم صورت وغستن نيز اصيلتر و درستتر از وغنديدن است .
آقاى دكتر عزيز اللّه جوينى در ضميمهء مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران شماره يك ( 1360 ) ضمن بحث و جستجو درباره معانى چند واژه ، « وغستن » را نيز بررسى كردهاند و معنى آشكارا كردن و ظاهر كردن را با توجه به شواهد طبقات الصوفية نپذيرفتهاند و براى آن معنى دقيقتر و ظريفتر قائل شده و فرمودهاند : « در اين كتاب ( - طبقات الصوفية ) وغستن به معنى سخن گفتن است به كسى كه اهليت آن سخن و آمادگى ذهنى براى شنيدن آن را ندارد و يا تحميل مطلبى بر جمعى كه استعداد آن را ندارند » .
مبانى استدلال ايشان را در استنباط اين معنى ظريف ( ؟ ) بررسى مىكنيم :
1 - ايشان با مقايسهى اين جمله از طبقات : جنيد گفت كه ما اين علم در سردابها و خانهها مىگفتيم نهان و با اشارت شبلى آمد و آن را با سر منبر برد و با خلق بست به تشنيع در شور و بىطاقتى » نتيجه مىگيرند كه : « در مجموعه رسائل خواجه عبد اللّه عبارت « با خلق بست به تشنيع در شور و بىطاقتى » معادل است با « بر خلق بوغست به تشنيع . . . » كه در طبقات الصوفية آمده است وقتى آن دو عبارت را با هم بسنجيم مىبينيم كه نمىشود « وغستن » را به معنى اظهار كردن بهطور مطلق پذيرفت » .
2 - ايشان به دليل اشارتى كه در خلاصهء شرح تعرف ( ص 493 ) دربارهء مستى شبلى و سخن گفتن او از سر غلبات آمده است ، نتيجه مىگيرند كه مستى و شور شبلى باعث
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 139
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١٣٩