تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 136

مساهمون:

صمقدمه ١٣٦
دوستى اين كار ( - تصوف ) اين كار است . . . كامستيد كه انكار بر اين كار ، اين كار بوديد كه از حقيقت هيچ‌چيز مجاز نرود . 288 كامستن در متون پهلوى به معنى خواستن و ميل كردن به كار رفته است 21 . تحول معنى آن به نزديك بودن مانند خواستن است كه در زبان فارسى به معنى نزديك بودن ( فعل مقاربه ) به كار مىرود 22 . در فرهنگ شادروان استاد دكتر محمد معين به اشتباه برهم زدن معامله و دبه درآوردن معنى شده است . از شواهد طبقات الصوفية پيداست كه اين مصدر به معنى خواستن و نزديك بودن از افعال مقاربه است . در كشف الاسرار اين كلمه در ترجمه‌ى « كاد » كه از افعال مقاربه است به كار رفته است . يكى از شواهد كشف الاسرار اين شاهد است كه در فرهنگ معين نيز نقل شده است : و به پرى پوست آن دينار ، بخريدند و از آنكه گرانبها بود كامستنديد و نزديك بود كه نخريدندى و نكشتندى . 1 / 228 موارد ديگر در اين كتاب به شرح زير است : در ترجمه‌ى « لا يكادون يفقهون قولا . . . » هيچ نكامستندى كه سخن هيچ درنيافتندى . 5 / 732 و در ترجمه‌ى « اكاد اخفيها » كاميد من كه آن پنهان داريد از خود تا به خلق رسد . 6 / 94 در ترجمه‌ى « تكاد السموات يتفطرن من فوقهن » كاميد و نزديك بود آسمانها كه از زبر خويش درشكنند . 9 / 1 و در ترجمه‌ى « و ان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم » نزديك بيد و كاميد كه ناگرويدگان ترا به چشم به زمين آرندى . 10 / 185

كلاندن :

برافشاندن ، تكاندن كسى فراز شد و مشتى سيم بر سجاده‌ى وى فروكرد . وى برخاست و سجاده فروكلاند و آن سيم‌ها بريخت در خاك و سنگ . 350