دوستى اين كار ( - تصوف ) اين كار است . . . كامستيد كه انكار بر اين كار ، اين كار بوديد كه از حقيقت هيچچيز مجاز نرود . 288
كامستن در متون پهلوى به معنى خواستن و ميل كردن به كار رفته است 21 .
تحول معنى آن به نزديك بودن مانند خواستن است كه در زبان فارسى به معنى نزديك بودن ( فعل مقاربه ) به كار مىرود 22 . در فرهنگ شادروان استاد دكتر محمد معين به اشتباه برهم زدن معامله و دبه درآوردن معنى شده است .
از شواهد طبقات الصوفية پيداست كه اين مصدر به معنى خواستن و نزديك بودن از افعال مقاربه است . در كشف الاسرار اين كلمه در ترجمهى « كاد » كه از افعال مقاربه است به كار رفته است . يكى از شواهد كشف الاسرار اين شاهد است كه در فرهنگ معين نيز نقل شده است :
و به پرى پوست آن دينار ، بخريدند و از آنكه گرانبها بود كامستنديد و نزديك بود كه نخريدندى و نكشتندى . 1 / 228
موارد ديگر در اين كتاب به شرح زير است :
در ترجمهى « لا يكادون يفقهون قولا . . . »
هيچ نكامستندى كه سخن هيچ درنيافتندى . 5 / 732
و در ترجمهى « اكاد اخفيها »
كاميد من كه آن پنهان داريد از خود تا به خلق رسد . 6 / 94
در ترجمهى « تكاد السموات يتفطرن من فوقهن »
كاميد و نزديك بود آسمانها كه از زبر خويش درشكنند . 9 / 1
و در ترجمهى « و ان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم »
نزديك بيد و كاميد كه ناگرويدگان ترا به چشم به زمين آرندى . 10 / 185
كلاندن :
برافشاندن ، تكاندن
كسى فراز شد و مشتى سيم بر سجادهى وى فروكرد . وى برخاست و سجاده فروكلاند و آن سيمها بريخت در خاك و سنگ . 350