ناكامى زنده نكرده باشد ، خودرست باشد لا يفلح ، كه استاد و پير درمىبايد لا بد . 547 - 548
آقاى حبيبى به جاى خودرست « خود درست » ضبط كردهاند و به معنى خودساز و خود درست شده گرفتهاند 20 . خودرست به همين معنى در كشف الاسرار نيز به كار رفته است :
درخت و گياه حرم بركندن و درودن هم نشايد هرآنچه تازهتر بود و خودرست بود مگر گياهى كه آن را اذخر گويند . 1 / 348
اما آنچه خشك شده باشد از درخت و گياه روا باشد بركندن آن و منفعت گرفتن از آن ، يا خودرست نباشد كه آدمى كشته بود و پرورده . . . اين حرام نباشد اگرچه خود رسته باشد . 1 / 349
خويسه :
مناقشه ، مباحثه ، بگومگو
بو عبد اللّه خفيف را هنگامى با شيخ موسى عمران جيرفتى خويسه افتيده بود . 939
ميان خواجه على حسن كرمانى به كرمان خويسه افتيده بود با خليل خازن .
539
اين واژه در فرهنگهاى برهان قاطع و رشيدى و نظام براساس همين استعمال در طبقات و نفحات مناقشه و مباحثه معنى شده است .
دوستن ( به فتح دال و كسر واو ) : دويدن
هفتساله بودم پيش حلقهى سرى سقطى فرا دوستم در بازى . 201
گفت در باديه شدم به توكل ، از آن اهل منازل هيچچيز نخوردم ورع را . يك من به دوى فرودوست از گشنامار . 435
همچنانكه ذيل تاوستن گفته شد صورت دوستن -
dawistan
صورت اصيلتر و قديمىتر از دويدن است كه تا دورهى زندگى پير هرات هنوز زنده و مورد استعمال بوده است .