ايوانف در قياس با نظر ايشان درستتر است 19 .
چم :
نيكو ، نيك شيخ ابو الحسين جهضم را پسرى رسيد نه به چم و پدر از وى به رنج بود .
604
اين واژه در كشف الاسرار بارها به كار رفته است .
اگر با ايشان ( يتيمان ) درآميزيد و مال ايشان با مال خود درهم نهيد و آميخته داريد آنگه مزدى معروف برگيريد به چم ، بىاسراف و بىشطط . . .
1 / 589
در ترجمهى « معروف » .
و پس از آن دو طلاق نگاه داشتن است به چم . 1 / 615
يا بگشائيد او را و گسيل كنيد به نيكوئى و به چم . 1 / 616
با يكديگر به اقتصادتر روند و به چمتر و نيكوتر . 1 / 644
معروف آنست كه به انصاف باشد و به چم . 1 / 632
و نيز 1 / 629 ، 630 ، 642 ، 4 / 410 ؛ 6 / 97
و اين معنى غير از معانيى است كه در فرهنگها براى چم و بچم آمده است .
خريا :
خريدار بشارت ترا ار نه او جوياى توايد نه تو خرياى راه اوايد . 412
در فرهنگها « خريار » به اين معنى آمده است ولى همين صورت طبقات - الصوفية در كشف الاسرار نيز به كار رفته است :
شاد باش اى جوانمرد تا اين سيل به دريا رسد و اين بضاعت به خريا رسد .
6 / 17
خودرست :
خودروى ، خودرسته ، تهذيب نيافته فلاح نباشد مريد را كه ذل استاد و پير نكشيده باشد . . . و وى را به درد و