مورد زير به صورت جد و جذ به معنى خلاف به كار رفته است :
هرچه مىسگالم مىجدايد . 58
هركه اللّه ياد كند در حقيقت صفت وى جذ گردد . 305
ضبط نسخههاى الف ، ب و ه در هر دو مورد جز است . آقاى حبيبى با آنكه معنى « جد ، جذ » را درست تشخيص دادهاند در خواندن عبارت اشتباه كرده و « جدايد » را « جزايد » خوانده و مصدر آن را « جزيدن » ؟ گرفتهاند 17 . جد
Jud
كلمهاى اصيل است كه در متنهاى پهلوى به معنى جدا ، مجزا و مخالف آمده است 18 و صورت درست آن نيز ( جد ، جذ ) است . اين كلمه در تفسير كشف الاسرار بارها به كار رفته است :
جد كردن در ترجمهى « تبديل » :
جد كردن نيست سخنان خداى را . 4 / 304
كه جد كردن را مصحح در حاشيه و معنى آن « بدل كردن » را در متن آورده است . در همين كتاب « جز كردن » و « جز گردانيدن » نيز در ترجمهى « تبديل » و « يبدل » آمده است :
نيابى هرگز نهاد اللّه را جز كردن 8 / 184
جز نگردانند سخن من . 9 / 486
جدا جد در ترجمهى « يختلفون » :
خداوند تو داورى برد ميان ايشان روز رستاخيز به پاداش دادن هر گروهى را در آن جدا جد رفتن كه مىرفتند . 4 / 328
البتّه داورى كند ميان ايشان در آنچه ايشان در آن جذا جد مىگويند .
8 / 376
جذ كردن در ترجمهى « اخالفكم » :
و نمىخواهم كه شوم و جذ كنم از شما . 4 / 431
در اين مورد نيز « جذ كنم » در حاشيه و مخالفت كنم در متن قرار داده شده است .