تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 127

مساهمون:

صمقدمه ١٢٧
خداوند صفرا را افتيمون زيان دارد و تاسه آردش . اغراض ، 610 تاوستن : تاب آوردن ، طاقت داشتن ، توانائى داشتن ترا توانا كردم تا ديدار من ورتاوستى و شنوا كردم تا سخن من ورتاوستى . 460 اين لغت به همين معنى و با همين ساخت بارها در كشف الاسرار به كار رفته است از جمله شاهد بالا با اندك تفاوتى در جلد هفتم صفحه‌ى 387 . عذاب ايشان را در حال مىنگرفت نه از نتاوستن اللّه بود با ايشان . 1 / 94 عذاب نفرستاد نه از آنكه با وى مىنتاوست يا در مملكت مىدربايست . 10 / 94 در ترجمه‌ى « طاقت » در آيه
رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ :
خداوند ما بر ما منه چيزى كه تاوستن نيست ما را و از آن . 1 / 776 بر ما منه آنچه تاوستن نيست ما را به آن . 1 / 783 در ترجمه‌ى « كلفت تكليف » در آيه
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
: كلفت ناتاوست است و تكليف ناتوان برنهادن و رنج نمودن . 1 / 781 و به صورت « تابستن » در ج 2 / 9 و نيز 2 / 484 ، 564 ، 630 ؛ 5 / 182 ، 686 ؛ 7 / 378 ؛ 10 / 43 نكته‌ى قابل يادآورى آنست كه از نظر ساخت صورت « تاوستن » در قياس با « تاويدن و تابيدن » قديم‌تر است . اين صورت قديمى در مصادر ديگرى مانند دوستن و كامستن نيز در اين كتاب به كار رفته است .

تراويدن

من مىگويم كه در كاسه هم انصاف است كه خورد تراوى و ايثار براوى و زحمت نكنى و انصاف دهى درهمه چيز . 554 آقاى حبيبى اين واژه را از مصدر تراويدن به معنى ترشح و چكيدن گرفته است 12 و اين معنى چنان كه ذيل براويدن گفته شد با سياق و مفهوم كلى جمله
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 127 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )