خداوند صفرا را افتيمون زيان دارد و تاسه آردش . اغراض ، 610
تاوستن : تاب آوردن ، طاقت داشتن ، توانائى داشتن
ترا توانا كردم تا ديدار من ورتاوستى و شنوا كردم تا سخن من ورتاوستى .
460
اين لغت به همين معنى و با همين ساخت بارها در كشف الاسرار به كار رفته است از جمله شاهد بالا با اندك تفاوتى در جلد هفتم صفحهى 387 .
عذاب ايشان را در حال مىنگرفت نه از نتاوستن اللّه بود با ايشان . 1 / 94
عذاب نفرستاد نه از آنكه با وى مىنتاوست يا در مملكت مىدربايست .
10 / 94
در ترجمهى « طاقت » در آيه
رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ :
خداوند ما بر ما منه چيزى كه تاوستن نيست ما را و از آن . 1 / 776
بر ما منه آنچه تاوستن نيست ما را به آن . 1 / 783
در ترجمهى « كلفت تكليف » در آيه
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
:
كلفت ناتاوست است و تكليف ناتوان برنهادن و رنج نمودن . 1 / 781
و به صورت « تابستن » در ج 2 / 9 و نيز 2 / 484 ، 564 ، 630 ؛ 5 / 182 ، 686 ؛ 7 / 378 ؛ 10 / 43
نكتهى قابل يادآورى آنست كه از نظر ساخت صورت « تاوستن » در قياس با « تاويدن و تابيدن » قديمتر است . اين صورت قديمى در مصادر ديگرى مانند دوستن و كامستن نيز در اين كتاب به كار رفته است .
تراويدن
من مىگويم كه در كاسه هم انصاف است كه خورد تراوى و ايثار براوى و زحمت نكنى و انصاف دهى درهمه چيز . 554
آقاى حبيبى اين واژه را از مصدر تراويدن به معنى ترشح و چكيدن گرفته است 12 و اين معنى چنان كه ذيل براويدن گفته شد با سياق و مفهوم كلى جمله