كابل ) و صفحهى 423 ( چاپ حاضر ) كه به معنى احول و دوبين است اشتباه گرفته بلكه در هر دو مورد آن را « برهنه » معنى كرده است 9 بنابراين چون اولى را « لوچ » به معنى برهنه گرفته است ناچار دومى را « پوش » ضد معنى لوچ يعنى پوشيده گرفته است ، و هر دو را ظاهر و باطن معنى كرده و آن را تعبير لطيف خوانده است ( ؟ ! ! ! ) نمىدانم لطف اين تعبير در كجاست ؟ در اينكه جنيد نه ظاهر داشته و نه باطن ؟ يا لطف نهان ديگر كه من درنمىيابم ؟ از آنجا كه در اين دوره « پ » به صورت « ب » و « چ » به صورت « ج » كتابت مىشده است بوش را پوش مىتوان خواند - هرچند در معنى آن به پوشش و لباس و تفسير آن به باطن اشكال است - اما نمىدانم « ح » بوح چگونه به « چ » بدل شده است ؟
بارى بوح و بوش نه تنها در معنى نقيض يكديگر نيست بلكه مرادف يكديگر است و در مجموع به معنى خودنمائى و اظهار جلال و شكوه است كه با تمكن شخصى چون جنيد سازگار است . اين تركيب دو بار در قصص قرآن مجيد برگرفته از تفسير ابو بكر عتيق سورآبادى به صورت جوش و بوش به كار رفته است :
مبادا اگر غلبه و جوش و بوش ببينند زهرهء ايشان بچكد 218
او ملكزادهء يمن است بازان همه تجمل و زينت و نعمت و طول و عرض و جوش و بوش . 414
چنان كه مىبينيم جوش و بوش در شاهد نخست مرادف غلبه و در شاهد دوم مرادف تجمل و زينت و نعمت و طول و عرض به كار رفته است .
بيرايه : ابزار وسيله ، آلت
وى آن بيرايهى خود بشكست و توبه كرد و جامه بدريد ، مرقع درپوشيد و از جملهى اصحابنا شد . 580
آقاى حبيبى اين مورد را با موارد ديگر كه پيرايه و بمعنى ظرف است و در صفحهى 489 آمده است و ذيل شاهد برداشتگان نقل شده است يكى دانسته و
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 124
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١٢٤