كرد . تراوى را « ترا + وى » نيز مىتوان خواند كه به اين ترتيب معنى اين مىشود :
خرد ( خورد ، اندك ) ترا باشد . ولى در متن طبقات با آنكه ابدال « و / ب » زياد است ، باشد هميشه به صورت « بى » آمده است نه « وى » همچنين « ايثار براوى ( - ايثار + بر + اوى ) - ايثار بر او ) نيز بر سياق جمله نمىتواند درست باشد .
ايثار براوى يعنى چه ؟ در خوردن از يك كاسه چند گونه مىتوان ايثارگرانه خورد : لقمهء خورد ( خرد ) برداشتن ، خورد ( خرد ) خاييدن ( - خوب جويدن ) كه متضمن صرف وقت است و نتيجهى آن پيش آوردن فرصت براى همكاسه ، و موجب زحمت او نشدن ، همهى اينها ادب خوردن از يك كاسه است و در حقيقت نوعى ايثار . بارى با آنكه معنى براويدن بر من روشن نشد بنا بر دلائلى كه گذشت ضبط براويدن را بر ( رواييدن و ناروايى ) ترجيح دادم .
برداشتگان : مظروفها
دلها ادعيه و ظروف است و هر وعا و ظرف شايسته بود نوعى را از برداشتگان ، اما دلهاى دوستان او پيرايههاى معرفت است و . . . 489
از معنى جمله برمىآيد كه برداشتگان بايد به معنى مظروفها ( - آنچه كه در ظرفى ريخته مىشود ) باشد . اين تركيب را جايى نيافتم . برداشته بمعنى بلند شده ، حمل شده آمده است . در عمل آب برداشتن در حقيقت آب را در ظرف ريختن است يا هر مايع ديگر را ، و شايد برداشته به معنى مظروف ظرف ، بىرابطهاى با عمل برداشتن نباشد . بههرحال برداشته و برداشتگان به جاى مظروفها ، تركيبى فارسى و بسيار خوشايند است .
بوح و بوش ( به فتح اول در هر دو كلمه ) : خودنمائى و اظهار جلال و شكوه .
جنيد متمكن بوده او را بوح و بوش نبوده . 105
ضبط نسخههاى « ب » و « ه » روح و بوش است و ضبط سائر نسخ همانست كه در متن آوردهام . در نفحات چاپ تهران « لوح شطح » آمده است . آقاى حبيبى آن را « لوچ و پوش » خوانده و نه تنها اين كلمه را با « لوچ » صفحهى 303 ( چاپ
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 123
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١٢٣