تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 121

مساهمون:

صمقدمه ١٢١
يعنى دادن همه دنيا به نمرود و بخت‌نصر و سليمان و ذو القرنين نه از عذاب دوتاى اول و نه به سبب ثواب دوتاى آخر است . اين طريق ، طريق كرم است ، كافر و مسلمان در آن يكسان است . انو : آنجا او ايدرست يا اين انوست وجود و يافت و قرب درست است ، تفسير بر اوست . 172 حق ايدرست يا عارف انوست يافت درست است تفسير بروست . 171 ، 631 صورت قديمى اين واژه
anoh
است 6 اين واژه نيز در فرهنگ‌ها و متن‌هاى در دسترس ديده نشد . اى : اين ، آن هركس كه خبر نه در عيان بگذارد اى هالك شود . 438 هركه درين كار به زور درآيد فضيحت شود و كه به ضعف درآيد اى قوى شود . 459 مرد كه به حق ، اى بر چه‌ايد ؟ 462 آنكه از وجودايد اى هرگز بازنگردد . 462 مردى در مقامى بود بر ديگرى يازد اى بىادب بود . 515 اى بازو دعوى مىنمايد . 547 بنگر كه خود اى گويد و چه غبن است در اختيار ! 595 صورت قديم‌تر اى
( ed )
است به معانى اين و آن 7 . با آنكه در متن طبقات الصوفية با معنى اين يا آن نيز معنى جمله روشن مىشود ، در برخى از موارد معنى « او » هم از « اى » استنباط مىشود .

بجلو ، بچلو ، پچلو ، پجلو ( ؟ )

خير نساج را پس مرگ به خواب ديدند گفتند حال تو ؟ گفت ترا بازين چه كار ؟ ازين دنياى به جلوى شما بارى برستم . 107