اين مورد نيز مانند « ات » مركب از و
- -
است به معنى آنگاه او را 3
هر دو صورت اين ضمائر « ات و اش » در فرهنگها نيامده است و در متنهاى ديگر نيز به اين صورت به كار نرفته است نمىدانيم تلفظ آنها در دورهى خواجه عبد اللّه چگونه بوده است
a - , a - t
يا
- , - t
؟ ضبط آن در نسخهها با « الف » است نه « آ » .
اندميدن : حسرت خوردن ، آه كشيدن .
مرد همواره به اول كار خود مىگردد و به آن مىاندمد و آن خوشىها باز مىخواهد كه وى را آسايش در آن بود . 49
در متنهاى پارتى تورفان اندم
andam
به معنى « آه كشيدن » به كار رفته است و همريشهء دميدن فارسى است . اندميدن به احتمال قوى به معنى حسرت خوردن است 4 .
از سياق عبارت نيز برمىآيد كه اندميدن - حسرت خوردن باشد زيرا در اينجا سخن از اول كار مريد و سالك است كه : « به بهار ماند و به شكوفه كه مرد درو خوش بود و تازه » كه مرد ( مريد ) همواره به اول كار مىگردد . به اول كار برگشتن نيز همين معنى را مؤكد مىكند . در فرهنگ اسدى « اندمه » به معنى ياد آوردن غمهاى گذشته آمده است و اين بيت از رودكى شاهد آن است :
بهترين ياران و نزديكان همه * نزد او دارم هميشه اندمه 5
انگشتن : انگاشتن : به حساب كسى گذاشتن ، محسوب كردن ، به حساب آوردن .
او دنيا همه فرا نمرود و بختنصر داد و از عذاب ايشان بنه انگشت و محسوب نكرد و همه دنيا فرا سليمان و ذو القرنين داد و از ثواب و درجه وى را محسوب نكرد و بنه انگشت . 145
آدمى را به لطف خويش در طريق كرم معرفت بداد ، او را از آن بننگشت .
654