طبقات الصوفية دست زد . حال ببينيم كه ويژگىهاى « زبان هروى قديم » يا زبان طبقات الصوفية چيست .
الف . واژگان
آنچه را كه جامى در تحرير طبقات در نفحات الانس ، زير عنوان « زبان هروى قديم » تغيير داده است شمارى از واژههاست كه در طبقات الصوفية به كار رفته است . جامى برخى از اين واژهها و تركيبات را كه معنى آنها را مىدانست ولى از نظر او مهجور بود ، به زبان روزگار خويش برگردانيد ؛ و آنهائى را كه نمىدانست در حجاب كتمان گذاشت . بررسى اين واژهها نشان مىدهد كه برخى از آنها كه از نظر ساخت بسيار كهنه و در نتيجه اصيلتر است در زبان مردم هرات لااقل تا قرن پنجم زنده و رايج بوده است ، و بعضى ديگر در نواحى ديگر خراسان نيز به كار مىرفته است . تعدادى از اين واژهها در فرهنگها ضبط شده و عدهاى به آن كتابها راه نيافته است . در اين قسمت شمارى از اين واژهها ، از نظر معنى و ساخت بررسى مىشود .
ات : آنگاه ترا ، آنگاه تو .
از دنيا بيامدىات مرا نشناخت . 590
ملكا ات شناسد ، ات شناسد كت شناسد . 639
از دنيا بيامدىات من نشناخت . 644
در صورت قديمتر ( فارسى ميانه و پهلوى ) اين ضمير مركب از
( )
به معنى آنگاه و
( t )
ضمير مفعولى پيوسته
- t
، به معنى آنگاه ترا بوده است ( 3 ) كه در اينجا در يك مورد ، شاهد دوم ، به همان صورت داراى معنى است و در شواهد اول و سوم « آنگاه تو » معنى مىدهد نه « آنگاه ترا » .
اش : آنگاه او را
ارش دوست يافتاش نور يافت ، و در طلب بميرداش شفيع يافت . 136