مغشوش است به كار رفته است 2 ؛ درحالىكه در كشف الاسرار علاوه بر اشعار فراوان تازى شعر فارسى نيز كم نيست كه بخش اعظم آن از خود پير هرات است .
پيش ازين شغل عمدهى سراسر زندگى پير هرات را كه همانا وعظ ، تذكير ، ارشاد ، املاى حديث ، تفسير قرآن و مجلس گفتن ، و توفيق عظيم او در آن موارد بود بررسى كرديم . پرداختن به اين امور على الخصوص وعظ كردن و مجلس گفتن و بر پاى داشتن مجالس تذكير و تفسير ، حوزهى ارتباط او را از قلمرو مدرسه تا دل عامهى مردمان شهر و ديارش مىگسترانيد . چنين گسترشى مقتضى ابزار و وسائلى بود كه عامه نيز بدان دسترسى داشته باشند . چه وسيلهاى برتر و بهتر از سخن گفتن به زبان شنوندگان و به طريقى كه با درك آنان متناسب باشد ؟ چنان كه ديديم به سبب مهارت و توانائى او در سخن و بنياد آن بر موضع طاقت « عامه » بود كه نه تنها بر او انكار نياوردند بلكه بارها او را در سركوبى مخالفان و متبدعان نيز ياورى كردند .
به درستى روشن نيست كه پير هرات طبقات را در كجا تقرير مىكرد ، در مجالس تذكير يا در خانقاه ؟ در اين مجلس كه ترجمهى حال مشايخ بيان مىشد و حالات و سخنان آنها مورد نقد و بررسى و تفسير و تحليل قرار مىگرفت جز مريدان او كسان ديگرى نيز حضور داشتهاند ؟ چه كسانى ؟ نمىدانيم . ازسوىديگر مىدانيم كه بسيارى از مطالب اين كتاب با وحدت لفظ و عبارت در كشف الاسرار نيز موجود است . آيا شيخ الاسلام حكايات مشايخ و سخنان ، داستانها و اشعار آنان را خود در نوبت ثالثه در مجالس تفسير تكرار كرده است يا عكس آن ؛ يا غير ازين دو حالت ، حالت سومى نيز وجود داشته است و ميبدى آن موارد را از طبقات در تفسير نقل كرده است ؟ بارى هركدام ازين سه حالت كه بوده باشد و در هرجائى كه طبقات تقرير شده باشد زبانى كه پير هرات در تقريرات خويش به كار برده است زبانيست كه تفسير كشف الاسرار نيز به همان زبان بيان شده است ؛ و اين زبان به گفتهى جامى « زبان هروى قديم » و به سخن ديگر زبان مردم هرات در آن روزگار
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 117
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١١٧