مواردى هم كه جملات و عبارات مصدر به چنين قيدى نباشد كم نيست . آيا اين جملات و عبارات از آن شيخ الاسلام است يا از نويسندهى تقريرات او ؟ با توجه به سلسلهى ارادت مريد به پير و حرمت و پايگاه و مرتبهى پير نزد مريد ، و تنگى مجال در جلسات تذكير ، احتمال آنكه نويسندهى تقريرات آن جملات و عبارات را از خويش درافزوده باشد بسيار اندك است . گذشته ازين سبك سخن و بافت جملهها و تعبيرات و تركيبات در اين قسمتها ، با آن بخش كه با « شيخ الاسلام گفت » آغاز مىشود هيچگونه تفاوتى ندارد . قرينهاى ديگر نيز در طبقات الصوفية مؤيد اين ادعاست و آن فصل كوتاهى است از سخنان پير هرات دربارهى حسين منصور حلاج كه به خط خود او در روزنامههاى شيخ الاسلام وجود داشته و به دست نويسندهى تقريرات او افتاده است و آن را در كتاب آورده است 3 . زبان و عبارت اين فصل در عين مشابهت با زبان مناجاتها و مواجيد و مقالات پير هرات اختلافى با زبان سائر بخشهاى طبقات الصوفية ندارد .
در مورد كشف الاسرار و مطالب آن نيز بايد بررسى دقيق و همهجانبه به عمل آيد تا روش ابو الفضل رشيد الدّين ميبدى را در تنظيم و تدوين آن كتاب بزرگ روشن گرداند ، و احتمالا بخشها و قسمتهائى را كه او برافزوده است معين گرداند .
آقاى عبد الحى حبيبى در صفحهى 20 مقدمهى طبقات الصوفية با آنكه مواردى را از متن كتاب ذكر مىكنند كه بر فراهم آمدن طبقات الصوفية در زمان حيات پير هرات و به سخن ديگر در مجالس تذكير ، دلالت مىكند ؛ وجود ادعيهاى را كه پس از نام شيخ الاسلام در طبقات آمده است دليل آن مىدانند كه اين كتاب پس از درگذشت پير هرات ( 481 ) فراهم آمده است . درست است كه بسيارى از دعاهائى كه پس از « شيخ الاسلام گفت » در طبقات آمده است حكايت از زمانى دارد كه بايد پير هرات در آن هنگام درگذشته باشد ؛ ولى بايد توجه داشت كه تعداد مواردى كه دعائى پس از « شيخ الاسلام گفت » وجود ندارد ، نيز كم نيست 4 . بنا بر استدلال
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 113
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١١٣