نتيجه بيش از آنچه كه گمان مىبردم رضايتبخش بود . پس از انجام اين كار به بررسى و مطالعه و يادداشتبردارى از رسائل فارسى منسوب به خواجه عبد اللّه پرداختم و پس از فراغت از آن ، به سر كار خويش كه تصحيح متن طبقات الصوفية بود باز آمدم .
بررسى مجدد نسخههاى طبقات الصوفية نشان داد كه به هيچ حال يكى از نسخهها را ، چه به دليل قدمت زمانى در تاريخ كتابت و چه به سبب دارا بودن ويژگىهاى « زبان هروى قديم » نمىتوان اساس قرار داد . زيرا اقدم نسخ از سلامت و امانت لازم برخوردار نبود ؛ ويژگى زبان هروى قديم هم در نسخهها به صورتى بود كه بعضى در اين نسخه و بخشى در آن و برخى در آن ديگر وجود داشت ، چارهاى جز تصحيح انتقادى نماند . در اين روش صورتهائى را كه پس از تحقيق ، بررسى و مقايسههاى ممتد و مكرر در آثار ديگر پير هرات و طبقات الصوفية ، اصيلتر و با زبان آن روزگار نزديكتر تشخيص دادم در متن و اختلافات نسخهها را با دقت و امانت هرچه تمامتر ، در حاشيه قرار دادم . تصحيح پيشين طبقات الصوفية كه بر روش اقدم نسخ انجام شده بود نشان داد كه مخصوصا تصحيح اين متن به آن صورت ، كارى دور از دقت و بررسى و پژوهش علمى بوده است . به گفتهى استاد سخنسنج و دانشمند بزرگ قدر و گرامىام - كه خدايش از بلاها نگه دارد - در آن تصحيح زبان پير هرات در حاشيه و صورت دگرگونشدهى آن در متن قرار داده شده بود .
تجربه نشان داده است كه بيشتر صورتهاى مهجور كه مورد تحريف و تصحيف قرار گرفته است صورتها و ضبطهاى اصيل بودهاند . قرار دادن آن صورتهاى مهجور و ناشناخته در متن به مراتب درستتر و به تحقيق نزديكتر از آوردن صورتهاى مأنوس است . پيش گرفتن اين روش اگر هيچ سودى نداشته باشد اين سود را در بر دارد كه نظر استادان و دانشمندان را بهسوى آن جلب مىكند تا باشد كه به فيض انفاس و توانائى و دانش آنان ، اين مهجور نقاب مهجورى از رخسار برگيرد
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 110
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
صمقدمه ١١٠