تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة مقدمه 112

مساهمون:

صمقدمه ١١٢
به مناسبت موضوع خوانده مىشده است كه مريد با آن آشنائى داشته و يا آن را از بر بوده است ، با ذكر « القصه » 1 ، يا پس از نوشتن يك مصراع از شعر ، با قيد « البيت يا البيتان » 2 از نوشتن آنها صرف‌نظر شده است ؛ و اين امرى طبيعى بوده است چنان كه ما نيز در موارد مشابه چنين مىكنيم . و شايد وى قصد داشته است تا در فرصت ديگر موارد اشاره شده را تكميل كند كه ظاهرا اين فرصت دست نداده است و متاسفانه نسل‌هاى بعدى را ناخواسته از بخشى از ميراث فرهنگى محروم كرده است . اظهار اين تأسف خود از سر سوز و حسرت است ، ور نه كيست كه ازين مريد و مريدانى مانند او تقدير نكند و سپاسگزار نباشد ؟ همين مقدار نيز كه امروز در دست ماست به يمن همت او و امثال اوست . ما از آنان خشنوديم ، خداى نيز از آنان خشنود باد ! بارى به دليل اين افتادگىها كه هرگز كامل نشده است و موارد آن درهمه نسخه‌ها يكسان است ، و به دليل آنكه كلام پير حجت مريدان است ، مىتوان گفت آنچه كه ما امروز بنام طبقات الصوفيهء خواجه عبد اللّه انصارى در دست داريم جز تقريرات پير هرات چيز ديگرى نيست . اگر از برخى از دگرگونىها كه طى هزار سال در لغات ، تعبيرات و تركيبات كتاب روى داده است صرف‌نظر كنيم زبان پير هرات يا « زبان هروى قديم » همين زبان طبقات بوده است . دليل ديگر اين ادعا مشابهت فراوان زبان اين كتاب با زبان كشف الاسرار به‌ويژه با نوبت ثالثه‌ى آن كتاب است . سرچشمه و منبع هر دو كتاب يك شخص بوده است عبد اللّه انصارى . درحالىكه ما نويسنده‌ى كشف الاسرار را مىشناسيم ، او ابو الفضل رشيد الدّين ميبدى است . توهم يگانه بودن كاتب هر دو كتاب را نيز با يگانگى منبع صدور هر دو ، بايد توجيه كرد . نكته‌اى كه يادآورى آن درين مقام شايسته است اين است كه در طبقات الصوفية در غالب موارد جملات و عبارات با « شيخ الاسلام گفت » آغاز مىشود كه در درستى انتساب عبارات پس از آن به پير هرات كمتر مىتوان ترديد كرد ؛ ولى