تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 964

مساهمون:

ص٩٦٤
108 - « ملكا و تعرف » ندارد 110 - جان او را ميدان مىبود 113 - راه جان او نه بتوان شناخت آن وقت كه ترا روح نماند جز شناخت آن 115 - و سكيدن معرفت او بتوان شناخت 116 - از آن او فراز آيد چون فرود آيد از آن . . . 117 - بخواهد يافت 118 - بشنيد حاجت ندارد 120 - اينان بدان زنده‌اند بازان مىروند 121 - حيات اينان معرفت‌ايد 122 - از آب پارگين دريا بيش است و آنجا كه نيست از كبريت سرخ عزيز است 123 - بهرهء ندارد هرچند هنر بيش بود 124 - دور تر بود آنكه به بدل او چيزى ديگر مىپستد پس از آنكه 125 - حق اين آنيد 128 - و قال الواسطى . . . 132 - و تعرف الى نبينا عليه السلام 133 - قال احمد بن ابى الجوارى . . . معرفتى اياك 137 - آن است سه درجه است 141 - به نيكوئى نظر ميان تعظيم 142 - يقين بيند ديگر به اين كه در صنايع . . . 143 - + آيد 145 - و رزق را رزاق 146 - معلق در هوا بداشته على حال آن را 147 - داشته است به قدرت 148 - زمين را گسترانيده 149 - بدانى كه قادرى است 150 - رسمى است شيخ بو على دقاق گفت 151 - لا غليلا تسفى و لا عليلا تشقى 152 - عالم آيد كفر و بيگانه 155 - رسول و به كتاب با ثواب ديگران انباز باشد 156 - كه كافران را مىگويند 157 - شنونده داد و زبان گوينده داد و دست گيرنده داد و پاى رونده 158 - و اين معرفت كه ساتر است 160 - بهشت و لعب كند و از دوزخ دور كند 161 - و احكام بدين به پاى گردد و از محمد رسول اللّه بگويد 163 - صنايع پس شمع بود 164 - خبرى در قرآن 167 - مقدم برو به نيت است و نيت و راى 169 - در كتاب خود و آنچه پيغمبر گفت 171 - شواهد صنايع پس سمع اما تا اين نبود درست نيايد 172 - پيغمبر 173 - و نه راه يافتند 174 - پيغمبر 175 - و آنكه ازو استغنا جويد 180 - وى به افراط نه تفريط نه زيادت نه نقصان 181 - شرط رمت اينست و نه قياس 182 - و رسيدن 184 - و نه به رسيدن از آن و تسليم