تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 956

مساهمون:

ص٩٥٦
31 - و العدو فكان مع تمام علمه و فضله تقدم 33 - الفوشنجى 34 - النيشابورى 35 - و لا ضررت على درهم . . . 37 - ابا عبد اللّه بن محمد بن الوراق 40 - بو سايق 41 - شنيدم عبا در رقى يرزقه البيضاء 45 - گم او گفته كه شست و اند سال 46 - « لا بو سهل الصعلوكى » ندارد 47 - فى اليوم يومى اسمع 48 - مضرا حين الدهر فى يوم طبقه 49 - ليرجعوا 52 - بو عبد اللّه چنين گفت 53 - خواجه مشغولست 58 - 58 - ندارد 61 - گفت هوذى يا مر بالطلب صفحهء 588 - 591 1 - آيد 3 - من البحر ناصر سواك و ما لي فى سواك مجير 4 - حين رمتنى اعين الناس بالهوى 7 - شيخ عمو را اين ابيات دوست بود فراوان خواندى 9 - اذا ما استنى 10 - يقول بحل العصم سهل الا ناطح 11 - باخرت عنى حين لا لى مرجع 12 - و صادقت ما صادقت بين الجوانح 13 - خاص بوده مشايخ را قوال 14 - مىگفتندى 15 - به ازكان پارس 16 - به گرگان 17 - و شفيق به نشابور 20 - بويى داشت 27 - 29 - ازين سر مىگوئى هنوز تا ديدى سر از سر باز نشناخت 33 - گفت خود مبين 34 - بر دماغ خود گرز آهنين 35 - مرد پارسا 36 - سخت ترك زنند 37 - 38 - شيخ الاسلام گفت كه باب به فرغانه بوده 39 - كرامات بوده ظاهر 40 - گفت كه اى باب يكى دعا 42 - بر كنار آتشدان نشسته 45 - افكندمش 47 - و گردن بشكست 48 - يكى درآمد گفت اى باب دعائى كن تا باران آيد 49 - روان ايستاد 51 - تا باز آرامد كه همه خان 53 - دعا كرد باز ايستاد 55 - گفته كه 56 - هركه به اين طايفه 57 - به دل وى نگرد هرچه او را . . . به دو دهد 59 - به زيارت بو الخير تيناتى رحمه اللّه 66 - يناجيك سر قام القلب قائمة الخ به اين ترتيب مصراع و بيت بعدى را ندارد 69 - سياه در جايى نه روشن و . . . 70 - در من افتاد و مرا گفت 71 - بيامدى او تو مرا نشناختى 72 - « من » ندارد 73 - تو شيخ على اصفهانى 75 - يكى آنكه كاغذ چيدى 76 - و آن حسن است