31 - و العدو فكان مع تمام علمه و فضله تقدم
33 - الفوشنجى
34 - النيشابورى
35 - و لا ضررت على درهم . . .
37 - ابا عبد اللّه بن محمد بن الوراق
40 - بو سايق
41 - شنيدم عبا در رقى يرزقه البيضاء
45 - گم او گفته كه شست و اند سال
46 - « لا بو سهل الصعلوكى » ندارد
47 - فى اليوم يومى اسمع
48 - مضرا حين الدهر فى يوم طبقه
49 - ليرجعوا
52 - بو عبد اللّه چنين گفت
53 - خواجه مشغولست
58 - 58 - ندارد
61 - گفت هوذى يا مر بالطلب
صفحهء 588 - 591 1 - آيد
3 - من البحر ناصر
سواك و ما لي فى سواك مجير
4 - حين رمتنى اعين الناس بالهوى
7 - شيخ عمو را اين ابيات دوست بود فراوان خواندى
9 - اذا ما استنى
10 - يقول بحل العصم سهل الا ناطح
11 - باخرت عنى حين لا لى مرجع
12 - و صادقت ما صادقت بين الجوانح
13 - خاص بوده مشايخ را قوال
14 - مىگفتندى
15 - به ازكان پارس
16 - به گرگان
17 - و شفيق به نشابور
20 - بويى داشت
27 - 29 - ازين سر مىگوئى هنوز تا ديدى سر از سر باز نشناخت
33 - گفت خود مبين
34 - بر دماغ خود گرز آهنين
35 - مرد پارسا
36 - سخت ترك زنند
37 - 38 - شيخ الاسلام گفت كه باب به فرغانه بوده
39 - كرامات بوده ظاهر
40 - گفت كه اى باب يكى دعا
42 - بر كنار آتشدان نشسته
45 - افكندمش
47 - و گردن بشكست
48 - يكى درآمد گفت اى باب دعائى كن تا باران آيد
49 - روان ايستاد
51 - تا باز آرامد كه همه خان
53 - دعا كرد باز ايستاد
55 - گفته كه
56 - هركه به اين طايفه
57 - به دل وى نگرد هرچه او را . . . به دو دهد
59 - به زيارت بو الخير تيناتى رحمه اللّه
66 - يناجيك سر قام القلب قائمة الخ به اين ترتيب مصراع و بيت بعدى را ندارد
69 - سياه در جايى نه روشن و . . .
70 - در من افتاد و مرا گفت
71 - بيامدى او تو مرا نشناختى
72 - « من » ندارد
73 - تو شيخ على اصفهانى
75 - يكى آنكه كاغذ چيدى
76 - و آن حسن است
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 956
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٩٥٦