تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 953

مساهمون:

ص٩٥٣
14 - شيخ سلمى گفت او را كه 15 - مقعد شده بود 16 - « كه » ندارد 17 - وى بر پاى خاستى و چون نماز بكردى 21 - وى گفته 22 - و درين حكايت است بسيار 23 - شيخ الاسلام گفت كه وى گفت كه 25 - كش شما دوست 29 - و مى مقام او مىبينند و او خود نداند كه من هيچ‌چيز دارم 32 - عبد اللّه بن ابى منصور محمد الانصارى 34 - ابو الحسين على بن بشرى السجزى 39 - حدثنا مولا محمد بن عزيز 43 - و قال التصوف 44 - الخلق و المحبة ما دخلوا فى شىء الا افسدوه و قال من ترك تدبيره عاش عيشا طيبا 45 - 46 - و قال الفقراء هم ملوك . . . - و قال الفقير ابن وقته فاذا تطلع الى وقت ثان 47 - گفت از جنيد شنيدم كه . . . 48 - افزونى از آن 51 - دوستى ايشان نشناخت گفتند شيخ را كه 54 - حبوا بالطلب 55 - و قال لاصحابه اعبدوا اللّه . . . 57 - ساعته آنجا 58 - 60 - پس شيخ سيروانى گفت كه از ابو الخير تيناتى شنيدم كه . . . 61 - پس سيروانى گفت يك‌تن به آن 62 - 63 - مستوجب آن نشدند مكرر اندكى به عين شيخ الاسلام گفت كه نهاوندى گفت كه 64 - او را از ايشان مشغول داشتى 65 - خود ببريدى 66 - 67 - و يوسف حسين رازى گفت ايشان كه خداوندان . . . 69 - شيخ الاسلام گفت يكى ازين طايفه از همه نايب است و كى غايب شود . . . 71 - شيخ الاسلام گفت مردى بوده نفطفروش 73 - و چيزى ديگر از وى بنه‌ستدند 74 - او خرسند شده . . . 75 - « به بركت » ندارد 76 - وى مىافزايد صفحه 572 - 575 1 - « ايضا » ندارد 4 - 5 - شيخ الاسلام گفت كه شيخ ابو بكر طرسوسى نام وى 8 - بوالحسن مالكىايد 9 - و صحبت داشته بابراهيم شيبان 11 - شيخى بزرگ بابها بود و ورع 12 - در تاريخ آورده وى را ديده از 13 - بود 14 - شيخ عباس فقير گفت كه مرا شيخ بو بكر حر مىگفت 15 - به مكه بودم مهمان كسى آن ميزبان 17 - چيزى مىتوانست خواند 18 - و گفت آن كنيزك بخواند كه لامتى 19 - و اكثروا الخ 20 - تو مرا بسيار ملامت كردند 21 - بانگ چند بكرد 22 - اين حرف بگفت و بيفتاد و رفت