تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
السوهان بود كه در مسجد جامع اما نشستندى 63 - پير بسى شب ماه رمضان سجده كردى تا صبح مىزاريدى و مىگفتى كه 65 - مرا به‌رايگان بيامرز و فرابذير 70 - چنان كه بر من بنمودند بر وى بنمودم 73 - فروآمد 74 - و همو آيد 75 - رقص كرد برخاست 79 - 80 - و المشايخ و كان مستهترا 81 - فيه مات بين المسجدين 82 - شيخ احمد حرانى آيد سى شبانه روز 83 - برخاست برنك بود 85 - برار مرا گفت كه من حصرى را نديده‌ام 88 - برفت همان سال 90 - بارقى بوده 93 - بارموست 59 - گفت از آنكه باز آمدى بازان نگردى 96 - از به هرچه آمدى 97 - و من طبقة الخامسة ايضا شيخ ابو بكر قرا 98 - بوده نام 99 - حمدون القراء از جمله مشايخ 102 - نديدى من صوفى نبودى 106 - و جز زيشان يگانهء مشايخ بود 110 - پوست كردن بود 111 - + مرا 113 - به پيچيدم آخر گفتم 114 - ويرانه بينم شدم 115 - كه در مسجد 119 - گفتم سوى قبله . . . 120 - با پدر شو 123 - مرا جزم كردند 127 - عهد را بشكستى 128 - بكردم وى گفت يؤثر اللّه 129 - و از وى 130 - كه‌اند 131 - با شيخ ابو بكر شبهى 134 - 135 - و من طبقة الخامسة ابو بكر شبهى 136 - شبهى 138 - داشته با بو عثمان 141 - بذل المعرفة صفحهء 537 - 542 1 و 2 - و من طبقة الخامسة ابو عبد اللّه خفيف شيرازى 4 - الصبى 5 - كنيت 6 - نشابورى است وى شيخ . . . 7 - ابو طالب خزرج بغدادى آيد رويم را ديده 11 - جززان 13 - بود 15 - هيچ‌كس كه او را درين . . . بوده و از شاگردان 17 - + از دنيا 18 - مه كراكند 19 - از وى پرسيدند 20 - و ديگر آن است كه . . . 21 - اصطخرى 22 - مىرود 23 - تا ازو بار وجود كمتر گردد